ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٣ - تفسير
و كسى كه اضافه كرده و گفته، بعاد ارم در قرائت نادره پس آن در نظر و نزد او بمنزله قول ايشان زيد بطّه است براى اينكه آن لقب است كه اسم باو اضافه ميشود.
و ثمود در محلّ جرّ است يعنى (و بثمود) و آن نيز غير منصرف است زيرا آن اعجمى و معرفه،( عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ) تقديرش على اطعام طعام المسكين است پس مضاف آن حذف شده است، و جايز است كه طعام اسم و قائم مقام اطعام باشد مانند قول لبيد.
|
باكرت حاجتها الدجاج بسحره |
لا عل منها حين هبّ نيامها |
|
سبقت و پيشى گرفتم خروس را در سحر خيزى براى اينكه بنوشم مرّه بعد مرّه هنگامى كه خوابها از خواب بيدار شوند يعنى براى احتياج و نياز من بآن بكور، پس آن مفعول له است.
التراث: اصل آن وراث از ورثت و ليكن تاء بدل از واو شده و مانند آنست كه تجاه كه اصلش و جاه از واجهه، و جواب اذا در قول خدا،( إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ) قول خدا( (فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ)) است، پس و قول خدا( صَفًّا صَفًّا) مصدر است وضع شده محل حال يعنى در حالى كه صف صف بودند.
تفسير:
((وَ الْفَجْرِ)) خداوند سبحان سوگند خورده بسپيدى روز، عكرمه و حسن و جبائى گويند: آن شكافتن صبح هر روزى است، ابو صالح از ابن عبّاس هم آن را روايت كرده است.
و بعضى گفتهاند: آن فجر ذى حجه است زيرا كه خداى تعالى ايّام