ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٤ - تفسير
از ايشان نمودى، و بعضى از ايشان مرده زنده ميكردند، گفت خدا فرمود( أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً) آيا تو را يتيم نيافتم پس مكانت دادم گفتم چرا، فرمود آيا تو را گم شده نيافتم پس راهنمايى كردم گفتم چرا، پروردگارم فرمود( أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ) آيا سينه تو را گشاده نكردم و سنگينى را از تو برداشتم، گفتم چرا پروردگار من، و مقصود اينست كه آيا نگشودم براى تو سينهات و توسعه ندادم قلبت را بسبب نبوّت و علم تا اينكه قيام باداء رسالت نمودى و بر ناراحتيها صبر كرده و تحمّل ايذاء نموده و به ايمان مطمئن شدى، پس از حدود توانايى تو خارج نشد، و از آنست تشريح گوشت براى اينكه آن را بنازك كردن گشود، پس خداوند سبحان سينه او را باز فرمود به اينكه آن را پر از علم و حكمت نمود، و حفظ قرآن و شرايع اسلام روزى فرمود و منّت- گذارد بر او بصبر و تحمّل اذيتها.
بلخى گويد: سينه آن بزرگوار تنگ شد بدشمنيهاى جن و انس بر او و عداوتهاى ايشان بآن حضرت، پس خداوند باو مرحمت كرد از آيات آن قدرى كه بسبب آن سينه او گشاده و توسعه يافت بهر چيزى كه خدا او را حمل فرموده و امر فرمود آن بزرگوار را بآن.
و اين شرح صدر از بزرگترين نعمتهاى خدائيست بر آن حضرت، و از ابن عبّاس روايت شده كه گويد به پيغمبر ٦ گفته شد كه اى پيامبر خدا، آيا سينه منشرح ميشود فرمود آرى عرض كردند اى رسول خدا آيا براى اين علامتى است كه بآن شناخته شود، فرمود آرى آن تجافى و پرهيز كردن از دنيا و توجه كردن بآخرت و مهيّا شدن براى مرگ پيش از فرود آمدن مرگ است، و معناى استفهام در آيه تقرير است، يعنى ما