ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩١
نباشد مگر ملك، ولى در سوره مباركه فاتحه ملك و مالك هر دو جايز است، و اين جهتش اينست كه صفت ملك دلالت ميكند بر تدبير كسى كه اشعار به تدبير ميكند ولى مالك چنين نيست براى اينكه جايز است كه گفته شود مالك ثوب ولى جايز نيست ملك ثوب بگويند، پس لفظ در فاتحه الكتاب بر معناى ملك در روز جزاء جارى شده است و در اين سوره جارى شده بر ملك تدبير كسى كه مىانديشد و ميداند تدبير را، پس لفظ ملك در اينجا اولى و احسن است و معنايش پادشاه تمام آدميانست كه در تمام حوائج پناهنده باو شده و توسّل باو ميجويند.
((إِلهِ النَّاسِ)) يعنى آنكه بر آدميان واجب است كه فقط او را عبادت كنند براى اينكه اوست كه برايش عبادت شايسته است نه غير او، و البتّه خداى سبحان آدميان را اختصاص داد و فرمود( (إِلهِ النَّاسِ)) گرچه او پروردگار تمام آفريده و مخلوقاتست، براى اينكه در ميان آدميان بزرگانى هستند، پس خبر داد بآنكه اوست پروردگارشان اگر چه بزرگ هم باشند و براى اينكه خداى سبحان فرمان داده به پناه بردن از شرّ ايشان، پس خبر داد بذكر آنها كه اوست آن كسى كه بايد از ايشان پناهنده باو شد، و در ميان آدميان، سلاطين و پادشاهانى هستند، پس تذكر داد كه پادشاه حقيقى آنها اوست و در ميان مردم افرادى هستند كه غير خدا را ميپرستند پس يادآور شد كه خدا و معبودشان اوست و فقط اوست كه استحقاق و اهليّت براى عبادت دارد، نه غير او.
جامع علوم نحوى گويد: النّاس در اين آيه تكرار نيست، براى اينكه مقصود از ناس اوّل جنينها و بچههاى پنهان در رحم مادرهاست براى