ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٦ - «گفتار بزرگان در معنى شفع و وتر»
حوّاء شفع و جفت شد.
مقاتل بن حيّان گويد: شفع روزها و شبهاست و وتر آن روزيست كه بعد از آن شب نيست و آن روز قيامت است.
و بعضى گفتهاند: شفع صفات مخلوقات و آفريدههاى خدا و تضادّ آنست عزّت و ذلّت وجود، و عدم، قدرت و عجز، علم و جهل، و مرگ.
و وتر صفات خداى تعالى است، زيرا او موجوديست كه عدم و نيستى ندارد، توانا و قادريست كه عجز ندارد، عالم و دانائيست كه نادانى و جهل بر او روا نيست، و حىّ و زندهاى است كه مرگ ندارد.
و بعضى گفتهاند: مقصود از شفع، على و فاطمه سلام اللَّه عليها است و مراد از وتر محمّد ٦ است.
و بعضى گفتهاند: مراد از شفع صفا و مروه، و مقصود از وتر بيت الحرام است.
((وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ)) در معناى اين آيه اختلاف كردهاند بر دو وجه ١- اينكه اراده كرد جنس ليالى را چنانچه فرمود،( وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ) قسم خورد بشب آن گه كه سياهش بگذارد، پس برود تا بسبب روشنايى سپيده صبح منقضى و سپرى شود، پس در سيرش بر مقدارهاى مرتبه و آمدنش بروشنايى هنگام سپرى شدنش اوّل دليل است بر اينكه فاعل و مدبّر آن ممتاز بعزّت و جلالت و منزّه و متعالى از اشتباه و امثال است و بعضى گفتهاند: علّت اينكه سير را اضافه بشب و ليل كرده براى اينست كه ليل و شب سير ميكنند بمسير خورشيد در فلك و انتقال آن از افق بافق ديگر.
قتاده و جبائى گفتهاند:( إِذا يَسْرِ) يعنى اذا جاء وقتى كه آمد و بسوى