فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٥ - تحريرى نو از نظريۀ شهرت در اصول متلقّات آية اللّه بروجردى احمدمبلّغى
اعتبار و حجيّت مستقل، قائل نيست. اعتبار و حجيّت آن را ناشى از حجيّت سنت مىداند؛ بدان لحاظ كه راهى به سوى سنت و كاشف از آن است. (٥) عالمان شيعه از آغاز تاكنون دراين مسأله اتفاق نظر داشته و مناط اعتبار اجماع را كشف از رأى معصوم(ع) دانسته اند، امّا اين كه مناط خود كشف چيست؟ و به عبارت ديگر فرايند كشف، چگونه و برچه اساسى شكل مىگيرد؟ به مسأله اى اختلافى بدل شده است. متقدمان به مناط هايى همچون لطف (٦) ، تقرير (٧) ، بودن معصوم (٨) درميان اجماع كنندگان و... معتقد بودند و مىگفتند: اجماع از آن جهت رأى معصوم را كشف مىكند كه لطف يا عدم تقرير باطل، بر امام ضرورى است يا اين كه امام(ع) درميان امّت است و... بنابراين اگر اجماع رخ داد به دست مىآيد رأى معصوم(ع) همان رأى اجماع كنندگان است. درحالى كه متأخران، اساس و مناط جريان كشف دراجماع را هيچ يك ازامور فوق به حساب نمى آورند. از ديدگاه اينان، تراكم ظنون و منتهى شدن آن به اطمينان و به سخن ديگر، حدس، عامل شكل دهنده جريان كشف است. (٩)
دراين مقال، توضيح بيشترى دراين زمينه ـ كه مبحثى اصولى است ـ نمى دهيم و تنها به ديدگاه آية اللّه بروجردى اشاره مىكنيم. وى مانند همه علماى شيعه مناط اعتبار اجماع را كاشفيت از رأى معصوم(ع) مىداند؛ امّا دراين كه مناط اين كاشفيت، مانند ساير متأخران انديشيده است؛ يعنى ملاكهايى همچون لطف، تقرير و... را عامل كشف نمىداند و از عنصر حدس سخن به ميان مىآورد. (١٠)
(٥) ر. ك: التذكرة بأصول الفقه، ص٤٥؛ الذريعه، ج٢، ص٦٢٣؛ معارج الاصول، ص١٣٢و كتابهاى اصولى متأخرين.
(٦) كشف القناع، ص١١٤.
(٧) همان، ص١٦٤.
(٨) غنية النزوع، ص٢٤٢، السرائر، ج٢، ص٥٢٩؛ كشف القناع، ص٩٠.
(٩) مفاتيح الاصول، ٤٩٧.
(١٠) به كتاب هايى كه درتقرير اصول ايشان نوشته شده مراجعه شود. مانند حاشية على كفاية الاصول و نهاية الاصول و تقريرات في اصول الفقه.