ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - تجسم كار و كوشش و حتى فعاليتهاى درونى در ابديت گروه نهم
( فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه ) [١] ( كسى كه به اندازهء ذره اى كار خوب انجام دهد ، آن را خواهد ديد و كسى كه به اندازهء ذره اى شر انجام دهد ، آن را خواهد ديد ) .
رواياتى معتبر در بارهء تجسم اعمال وارد شده است كه مضمون آيات فوق را تفسير مى نمايد .
نوعى ديگر از روايات وارد شده است كه كيفيت شكل اشخاص بدكار را در روز قيامت مانند حيوانات توضيح داده است .
( يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ ) [٢] ( در روز قيامت مردمان در حال پراكنده از گورها بيرون مى آيند تا كارهاى خود را ببينند ) .
آيا اين همه آيات قرآنى براى اثبات اصالت كار در حيات بشرى كفايت نمى كند آيا با ديدن اين آيات صريح در اصالت كار در حيات دنيوى و حيات ابدى انسانى ، باز امكان دارد كه يك فرد يا جامعهء مسلمان ، دست از كار بكشد و حيات خود را به قضا و قدر و بخت و شانس بسپارد مگر از آن همه آيات صريح قرآنى ثابت نمى شود كه كار و كوشش و تكاپو و تلاش در حد اعلائى كه ممكن است ، داخل در حكمت و مشيت الهى است . اين حكمت و مشيت الهى است كه منشاء قضا و قدر مى باشد . يعنى خدا در نقشهء هستى همان گونه كار و كوشش انسانى را در راه بدست آوردن هدفهاى مفيد مادى و معنوى ثبت نموده است كه حركت و تحول و قانون را در عالم طبيعت . آيا شك و ترديد در اصالت كار در شئون حيات مادى و معنوى انسانها ، مساوى شك در واقعيت آيات قرآنى نيست كه به انحراف و كفر مى انجامد
[١] الزلزلة آيه ٧ و ٨
[٢] الزلزلة آيه ٦