ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٥ - گروه هشتم
( وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُه الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَه لَمْ يَجِدْه شَيْئاً وَوَجَدَ الله عِنْدَه فَوَفَّاه حِسابَه وَالله سَرِيعُ الْحِسابِ ) . [١] ( آنانكه كفر ورزيدند ، كارهائى كه انجام دادهاند ، مانند درخشش سراب در زمين هموار است كه انسان تشنه آن را آب خيال مى كند ، تا موقعى كه به سوى آن سراب آبنما بيايد ، واقعيتى را در آن نمى بيند و خدا را ناظر مى يابد به آن عمل ، يا به خود آن كافرى كه آن كار را انجام داده است كه خدا محاسبهء آن عمل را نموده است و محاسبهء خداوندى سريع است ) .
توضيح - در اين آيهء شريفه يكى از باعظمتترين اصول انسانى - الهى گوشزد مى شود كه هم ارزش نهائى ايمان را بيان مى دارد و هم ارزش انسانى كار را . اين اصل دو قضيهء فوق العاده مهم را گوشزد مى كند : يكى اين كه : عمل بدون هدفگيرى عالى و خالى از معرفت و ايمان و با انگيزگى كفر و افساد در حيات انسانها هر اندازه هم چشمگير باشد ، سرابى بيش نيست ، نه براى خود او نفع واقعى دارد و نه ديگر انسانها مى توانند از سراب آبنماى اعمال او برخوردار شوند .
دوم اين كه : اين كارهاى فاسد نه تنها فاقد نفع است براى انجام دهندهء آنها و ديگر انسانها ، بلكه آن كارها عوامل فسادانگيز است كه در قلمرو اجتماعات بروز مى كند و موجب تباهىها مى گردد . لذا وقتى كه ديگر انسانها آن كارهاى فاسد و مفسد را از نزديك ديدند ، تباهى و پوچى آنها ، آن انسانها را به ياد خدا مى اندازد كه چگونه دست غيبى پوچى آن كارها و تباهى نتايج آنها را آشكار مى كند و مردم را از جهل و فريفته شدن باز مى دارد .
اين اصل گاهى به عنوان وجدان حساس تاريخ مطرح مى شود كه حق را از باطل و آلوده را از صافى تفكيك و مشخص مى نمايد :
[١] نور آيهء ٣٩