ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٢ - چهار عنصر اساسى محبت
و به كار بردن آن براى اين هدفگيريها از عاليترين كمالات بشرى بوده و مى تواند معرفت و ايمان و محبت انسانها را به طور جدى به سوى خود جلب كند .
قسم دوم - هدفگيريهاى خودخواهانه است . اگر هم تحصيل قدرت و به كاربردن اختيارى آن فى نفسه ، دليل بر امتياز صاحب آن بوده باشد ، ولى اين امتياز با هدفگيرى مزبور نه تنها لغو و بيهوده مى گردد ، بلكه منجر به جوشش خودخواهى وحشيانه مى شود كه پستترين درجات حيوانى است .
با اين تحليل روشن مى شود كه قدرت و به كار بردن آن ، موقعى مى تواند كمال محسوب شود كه مستند به كار و كوشش آدمى با هدفگيرى آرمان انسانى بوده باشد . محبت به اين قدرتمندان كه در حقيقت خود را وسيلهء به قدرت رسيدن و كمال انسانها تلقى مى كنند ، اصيل مى باشد ، ولى اندك است افراد اين قدرتمندان ، و اندكتر از آنان ، آن اشخاصى هستند كه به توانند آنان را تميز به دهند . خوب دقت كنيد چه مى گوئيم ، عشاق واقعى على بن ابي طالب - عليه السلام و دوستداران واقعى سقراطها با نظر به ادعاى كمال دوستييى كه بشر به راه انداخته است ، بسيار اندكند .
آيا كمال عبارت است از سرعت انعطاف به سوى هر موقعيتى كه پيش مى آيد و مى تواند خواسته اى از خواستههاى زندگى معمولى آدمى را تأمين نمايد طرح اين موضوع را براى بررسى كمال ، موجب شرمسارى مى بينيم .
ولى چه مى شود كرد كه بدبختانه گروهى حيوانمنش اين سرعت انعطاف را به هر وضعى كه سود شخصى آدمى را تأمين كند ، كمال مى دانند در صورتى كه ما هيچ رذالت و پستى را در قاموس بشرى بدتر از اصلشكنى و بىشخصيتى سراغ نداريم . اين انساننماهائى كه داراى شخصيت مايع هستند ، اگر كمى باهوش باشند به موضوع تحول و لزوم تطبيق زندگى با موقعيتهاى جديد ، استناد مى كنند ، در صورتى كه خود تحول متكى به اصول ثابت و غير قابل