ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٦ - آنچه را كه نداريم ادعا نكنيم و اگر از يأس و سقوط گريزانيم افترا نزنيم
( وَقَدْ خابَ مَنِ افْتَرى ) [١] ( مأيوس و ساقط گشت كسى كه افترا زد ) .
( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى الله كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَه ) [٢] ( و كيست ستمكارتر از كسى كه افتراى دروغين به خدا بزند ، يا حقيقت را پس از آنكه روى باو آورد ، تكذيب نمايد ) .
توضيح : ١ - در آيهء اول اين مضمون وجود دارد كه « افترازننده مردم را از روى جهل گمراه مى كند » ممكن است مقصود از اين مضمون استفادهء افترا زننده از جهل مردم بوده باشد ، يعنى خود شخص مفترى ، خلاف واقعبودن افترائى را كه مى زند ، مى داند ، ولى مردم از دغلبازى او آگاه نيستند . و ممكن است مقصود نادانى شخص مفترى باشد ، باين معنى كه نتيجهء فاسد افتراء را كه از روى جهل است ، نداند .
٢ - در بحث گذشته گفتيم كه ضرر ادعاهاى بىاساس در آن هنگام كه موجب منحرف ساختن انسانها از حيات معقول بوده باشد ، بيشتر از ضرر كشتارهائى است كه موجب شكستن قفسهء كالبد آدميان و پرواز خارج از نوبت ارواح آنان مى گردد ، زيرا منحرفساختن انسان از حيات معقول مساوى نابودكردن روح او است .
واقعيت اين مقايسه را به اضافهء اين كه دليل عقلى مزبور اثبات مى كند ، آيات فوق نيز تأييد مى نمايند ، زيرا هم در آيات فوق و هم در آياتى ديگر كه در بارهء قبح افتراء و ادعاى بىاساس در قرآن آمده است ، شخص مفترى ظالمترين ظلمكنندگان معرفى شده است .
٣ - در مجموع آياتى كه در بارهء افترا آمده است ، در حدود ٢٠ آيه ادعاى خلاف واقع را افترازدن به خدا تعبير نموده است . توضيح اين مطلب چنين
[١] طه آيهء ٦١
[٢] العنكبوت آيهء ٦٨