ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٥ - آنچه را كه نداريم ادعا نكنيم و اگر از يأس و سقوط گريزانيم افترا نزنيم
نخست به هلاكساختن ديگران اقدام مى كنند و سپس به نابودكردن خويش مى پردازند . ضررى كه از ادعاهاى بىاساس بر تاريخ بشرى وارد آمده است ، نه تنها كمتر از ضرر اسلحهء بران كه آدميان را به خاك و خون كشيده است ، نبوده ، بلكه مى توان گفت ضرر ادعاهاى بىاساس آن گاه كه در تحريف حيات معقول جوامع تأثير نموده است ، بيشتر و عميقتر بوده ، زيرا چنگيزها و نرونها قفس كالبد مادى آدميان را شكسته و ارواح آنان را خارج از نوبت به پشت پردهء طبيعت فرستادهاند ، در صورتى كه اين مدعيان نابكار ارواح انسانها را در همين خاكدان به لجن كشيده و بكلى آنها را نابود ساختهاند .
افتراء نزنيد - هر ادعاى بىاساس كه از روى آگاهى به خلاف واقع بودن مدعا ، صورت مى گيرد افترائى است كه مدعى به خود و ديگران مى زند ، افتراء بخود مى زند ، زيرا خود مى داند كه داراى آن امتياز نيست كه به خويشتن مى بندد . افتراء به ديگران مى زند ، زيرا ديگران را فاقد آن امتياز يا داراى نقصى مى بيند كه جبران آنرا در اختيار خود تلقى مى نمايد . در بعضى از آيات قرآن مجيد افتراء را كه از يك جهت همان ادعاى بىاساس است بدترين ظلم معرفى نموده ، از آن جمله : ( وَمِنَ الإِبِلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ ) [١] ( كيست ستمكارتر از كسى كه افتراى دروغين بر خدا بزند ، تا مردم را از روى جهل گمراه نمايد ) .
( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى الله كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْه شَيْءٌ ) [٢] ( كيست ستمكارتر از كسى كه افتراى دروغين به خدا بزند يا بگويد به من وحى شده است ، در صورتى كه چيزى به او وحى نشده است ) .
[١] الانعام آيهء ١٤٤
[٢] الانعام آيهء ٩٣