ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨١ - بحثى در ادعاى آنان كه مى گويند اسلام در تنظيم شئون اقتصادى به نصيحت اخلاقى قناعت ورزيده است
١ - اندوختن ثروت كه مضر به زندگى اقتصادى جامعه است ممنوع مى باشد .
٢ - كنز كه اندوختن و راكدكردن پول و پشتيبان ساير ارزشهاست ، ممنوع است .
٣ - قرارگرفتن اموال در اختيار ثروتمندان كه ميان آنان جنبهء دولت پيدا مى كند ، ممنوع است .
٤ - سپردن اموال و ساير مواد مفيد به زندگى انسانها به اختيار احمقان خودكامه ممنوع مى باشد .
٥ - احتكار كه ضرر زندگى مادى مردم را نتيجه مى دهد ، ممنوع است .
٦ - اسراف در اموال و مواد مفيد ممنوع است .
٧ - طغيانگرى به وسيلهء ثروت ( بطر ) و خودكامگى در مستهلك ساختن مال ( ترف ) ممنوع است .
٨ - جريان غير منطقى اموال ( اكل مال به باطل ) ممنوع است .
٩ - بخس ( از ارزش انداختن كار و كالاى مردم ) ممنوع است .
آيا با اين ممنوعيتهاى جدى ، اين ادعا را كه اسلام در شئون اقتصادى و اجتماعى به نصيحت و اندرز قناعت كرده است ، باطل نمى سازد آيا اين آيهء قرآن كه مى گويد : ( وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ الله وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ) [١] ( و در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دست خويشتن به هلاكت ميفكنيد ) آيا پند و اندرز اخلاقى است آيا اين آيه مى خواهد تنها احساسات و عواطف مالداران طغيانگر و تباه كنندگان ثروت كه محصول نيروهاى فكرى و عضلانى مردم است ، برانگيزد و با جملاتى از قبيل « خواهش مى كنم » ،
[١] البقرة آيه ١٩٥