ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٣ - اختلاف مردم در بهره بردارى از رزق
مردم را به قضا و قدر حواله مى كند و اختلاف انسانها را در بهره بردارى از مواد معيشت ، يك قانون ضرورى تلقى مى كند اين ادعا هم مانند ادعاى گذشته بسيار دور از حقيقت است . ما در اين مبحث تنها به مفهوم قضا و قدر و ارتباط آن با معاش مردم اشاره مى كنيم : قضا يعنى حكم خداوندى ، قدر يعنى هندسهء منظمى كه از آن قضا در جريان هستى نقش مى بندد . با نظر به صدها دليل قرآنى و عقلى و حديثى ، چنانكه ضرورت كار و كوشش براى تحصيل معاش و استخراج مواد اقتصادى حيات از طبيعت ، به وسيلهء قواى مغزى و عضلانى همه و همه مربوط به قضاى الهى است كه بايد در هندسهء عالم هستى نقش ببندند ، همچنين لزوم گرفتن حق و دريافت ارزشهاى واقعى كار و فعاليتهاى فكرى و عضلانى نيز از قضاء الهى سرچشمه مى گيرد و به وسيله معرفت و آگاهى و قدرت آدمى در هندسهء حيات و عالم هستى نقش مى بندد . آيا ممنوعيتهائى كه در مبحث قبل مشروحا مورد بررسى قرار گرفتند ، براى اثبات اين كه كار و كوشش براى تهيهء معاش و گرفتن حق و دريافت ارزشهاى واقعى كار و فعاليتهاى فكرى و عضلانى ، مورد مشيت خداوندى در قضا و قدر مى باشند ، كفايت نمى كند بلى ، مسئله اى به نام اختلاف مردم در بهره بردارى از رزق وجود دارد و اين چيزى نيست كه قابل انكار و ترديد بوده باشد و هيچ مكتب و ايده ئولوژى و قوانين علمى هم نمى تواند اين پديده را منتفى بسازد ، زيرا اختلاف در كميت و كيفيت رزق كه بطور طبيعى حتى در اشتراكىترين جوامع دنيا در موضوعات اقتصادى وجود دارد ، نمى توان با فقر و ثروتمندىهاى ناشى از چپاولگرى و استثمار و از ارزش انداختن نيروهاى حياتى مردم كه منشأ كارهاى فكرى و عضلانى آنها است ، مخلوط كرد .
اختلاف انسانها در بهره بردارى از مواد معيشت در بعضى از آيات قرآنى آمده است ، مانند :