ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٤ - ايده ئولوژى اسلامى طبيعت واقعى انسان را در مسير جادهء وسط رو به تكامل به حركت در مى آورد
نشده است ، و اين موجود يك مجهول مطلق است كه هر نظريه اى در بارهء شناخت آن گفته مى شود ، پرده اى ديگر بر چهرهء واقعى آن مى كشد . حد وسط اين افراط و تفريط اينست كه ما در بارهء انسان خيلى چيزها مى دانيم و از اين دانستنىهائى كه در اختيار ما قرار گرفته است بهره بردارىهاى متنوع نمودهايم .
ما انسانها با يكديگر تفاهم مى كنيم ، ارتباطات گوناگونى ميان خود برقرار مى سازيم و تا حدود قابل توجهى ، آيندهء انسان را پيشبينى مى كنيم ، و با مشاهدهء كيفيتهاى زندگى او ، علل و شرائط بوجود آورندهء آنها را درك مى كنيم . . . از طرف ديگر ما در بارهء پديدهها و فعاليتهاى مغزى و روانى آدمى جز با استفادهء مبهم از قوانين عمومى طبيعت برون ذاتى مانند قانون عليت ، و درك آثار فيزيكى و فيزيولوژى آن پديدهها و فعاليتها چيزى نمى دانيم ، ما لذت و الم را با انواع فراوانى كه دارند ، مانند نمودهاى فيزيكى كه بطور مستقيم به وسيلهء حواس يا در آزمايشگاهها كه قابل مشاهده مى باشند نمى بينيم ، بلكه فقط آنها را در مى يابيم . ما در بارهء شناخت سرگذشت و آيندهء انسانها از تجزيه و تركيب پديدهها و رويدادهائى استفاده مى كنيم كه معمولا مى توانند معلول عواملى باشند كه به جهت اشتراك در به وجود آوردن آنها قابل تعيين قطعى نيستند ، به عنوان مثال تاريخ براى ما مى گويد : ميان دو قوم با يكديگر در فلان زمان جنگ و پيكار بوده است ، چون مى دانيم كه جنگ ممكن است به عوامل گوناگون مستند باشد ، مانند امور اقتصادى ، مسائل ايده ئولوژيك ، برترىجوئى و خودخواهى ، لذا امكان ندارد كه يكى از آن عوامل سه گانه را به طور قطع عامل مشخص آن جنگ معرفى نمائيم .
بلكه در آن موارد هم كه دخالت يكى از آن عوامل در جنگ مفروض براى شخص محقق چشمگيرتر بوده باشد ، باز نمى توان حكم قاطعانه اى در انحصار آن عامل صادر كرد ، زيرا ممكن است عامل حقيقى جنگ برترىطلبى يا آزادىخواهى باشد ، در عين حال عامل چشمگير جنبهء ثانوى ، يا نتيجه اى