ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤ - بهشت و دوزخ
از علت خود ، احتياج به كار و فعاليت دارد . مثلا يك سيب در شاخهء درخت محصول كار و فعاليتى است كه در درخت صورت گرفته است ، يك عدد استكان كه در اختيار من قرار گرفته است ، به وسيله كار و فعاليت انسان و ماشين به صورت فعلى در آمده است كه امروز من مى توانم از آن بهره بردارى نمايم .
نتيجه اى كه از اين اصل مى گيريم اينست كه هيچ موجودى در اين عالم نيست مگر اين كه از گذرگاه كار و فعاليت عبور كرده به صورت فعلى خود در آمده است .
دوم اين كه - ارتباط آن موضوع با من كه هيچ كار و كوششى در بارهء آن انجام ندادهام ، انواع گوناگونى دارد : ١ - من كارى انجام دادهام كه داراى علتهاى متعدد بوده است و من برخى از آنها را منظور نموده ، ديگر جنبههاى آن را نمى دانستم يا هدفگيرى نكرده بودم . در اين مورد بروز نتايج مغفولهء كار براى من شانس و بخت و اتفاق جلوه مى كند . به عنوان مثال درختانى را در باغچهء حياط مى كاريم و منظور ما استفاده از ميوههاى آنها است . اين كار سه نتيجهء مطلوب ديگر به وجود مى آورد : زيبائى چشم انداز ، لطافت هوا ، و سايه اى كه مورد نياز است . در اين گونه كارها هيچ انسان عاقلى نمى گويد كه من براى به دست آوردن ميوه كار كردم و اتفاقا يا از روى شانس و بخت من ، سايه و لطافت هوا و منظرهء زيبا به وجود آمدند ، بلكه از روى شعور طبيعى هر سه نتيجهء غير منظور را به همان كارى كه در رويانيدن درخت صورت گرفته است مستند مى سازيم . در حقيقت چهار بعدى بودن كار را درك مى كنيم و مى فهميم كه ما مى توانستيم هر چهار بعد كار مزبور را هدفگيرى نموده نتايج آنها را به علل مشخص آنها منسوب بسازيم . اينست معناى آن بيت كه « مولوى » مى گويد :