ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١١ - اصل يكم
حيوانى كه از انسانيت نشانى جز بىبند و بارى در اشباع سودجوئى و خودخواهى ( به نام آزادى ) ندارد . همچنين همان دلائل به خوبى اثبات كرده است كه هر مكتب و متفكرى كه بخواهد زندگى انسانها را تا حد مهرههاى وابسته جبرى به ماشين زندگى و اصول پيشساخته اى تنزل دهد كه آزادى معقول او را سلب نمايد ، دير يا زود انسان را از ديدگاه مكتب و تفكراتش بركنار مى كند .
مكتب انسانى اسلام پيشتاز همه مكتبها ، با سيستمى باز كه براى تكاپوى آگاهانه و آزادى معقول ، انسان را محور اصلى خود قرار داده است ، هيچ عقيده و حكم و حقى را از خارج از ذات انسان و ابعاد اصيل آن بر انسان تحميل نمى كند ، از طرف ديگر اين موجود دو جنبه اى ( خودخواه پستگراى و حقيقتخواه تكامل طلب ) را با احكام و ارشاد و تعليم و تربيتهاى سازنده كه ناشى از تشكل مجموعى عقايد و احكام و حقوق است ، از چنگال خودخواهى پستىگرايانه رها نموده و به جاذبهء حقيقتخواهى تكامل جويانه مى سپارد . اينست فهرست اجمالى حيات معقول . پس از توجه به اين مقدمه كوتاه ، اكنون مى پردازيم به اصول اساسى حيات معقول :
اصل يكم - آگاهى از حيات خويشتن و پذيرش آن : بدون اين كه انسان از موجوديت و حيات خويشتن آگاه شود و آنرا بپذيرد ، اگر چه از همهء لذايذ برخوردار شود ، بهره اى از حيات معقول ندارد . در نظر سطحى بيان اصل آگاهى بسيار تعجبآور است ، زيرا حتى كودكى كه اندك تشخيصى را دارا شده است ، مى داند كه زنده است و چون كه از زندگى خود دفاع مى كند روشن مى شود كه آن را پذيرفته است ، چه رسد به انسانهاى رشديافتهء طبيعى كه داراى فعاليتهاى معتدل مغزى و روانى مى باشند .
اين تعجب كاملا بىمورد است ، زيرا افعى و موريانه و خوك هم بطور غريزى از زندگى خود ، آگاه بوده و از آن دفاع مى كنند ولى اين زندگى