ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٧ - ٤ - عامل وحدت اختيارى و احساس اختيارى كه فقط از طريق دين قابل وصول مى باشند
( يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ) [١] .
( اى نفس واصل به مقام اطمينان ، برگرد بسوى پروردگارت در حالى كه تو از او خشنود و او از تو راضى است . ) خداوند متعال بهيچ موجودى وعدهء لقاء ( ديدار ) خود را جز بانسان نداده است .
البتّه اين نكته را فراموش نبايد كرد كه آن معيّت كه خداوند متعال با انسانهاى رشد يافته و سبقت گرفته در ميدان مسابقه در خيرات ، دار است ، با مردم پليد و ساقط در لجنهاى پستى و رذالت كه خود را از خدا دور كردهاند دارا نمى باشد ، و همچنين قربى كه خداوند متعال بيش از رگ گردن انسان به انسان دارد ، با مردم پستتر از حيوانات ندارد ، و بطور كلَّى خداوند با انسانى است كه انسانيّتش را از دست نداده است . مضمون اين آيات با آن آيات و احاديث معتبر ، قابل تفسير است كه مى گويد : ( مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً ) . [٢] ( كيست كه بخداوند قرض حسنه بدهد ) در صورتى كه كسى كه قرض را مى گيرد بندهء خدا است ، نه خدا . اين مطلب چيزى جز همان معنى كه دو آيهء مورد استشهاد فرموده است ، نمى باشد . در احاديث معتبر آمده است كه خداوند سبحان در روز قيامت خطاب به بعضى از بندگانش مى فرمايد : « من در آن دنيا مريض شدم ، چرا بديدار من نيامدى آنان مى گويند : بار خدايا ، تو با عظمتتر از آن هستى كه مريض شوى . خداوند مى فرمايد : بندهء مؤمن من مريض شد و تو به عيادت او نرفتى . » روايات معتبرى كه هماهنگى و وحدت انسانها را اثبات مى كند نيز فراوان است .
دلالت آيات فوق كه بطور مختصر آنها را تفسير نموديم ، به وحدت انسانها و هماهنگى آنان ، روشن است و نيازى به توضيح بيشتر ندارد . در روايت زير دقّت بيشترى كنيم كه از امام جعفر بن محمّد الصّادق نقل شده است كه مى فرمايد :
[١] الفجر آيات ٢٧ و ٢٨ .
[٢] البقرة آيهء ٢٤٥ .