ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله فرزند با عظمت ابراهيم عليه السّلام
و ملل به صورتگرى و مجسّمه سازى اشتياق نشان مى دهند » [١] هم اكنون در سرزمين هند در معابد هند مجسّمههاى گوناگونى مورد تقديس و احترام است ، ولى شما وقتى كه به كتابهاى مقدّس هندوها مراجعه مى كنيد و با برهمنان در بارهء اين موضوع گفتگو مى نماييد ، مى بينيد آنان آن مجسّمهها را بعنوان تجسيم كنندهء جمال و جلال خداوندى و تقريبا وسيلهء تمركز قواى دماغى براى توجّه به ماوراى طبيعت ، تقديس و احترام مى كنند . [ خود اين جانب در سفر هند براى شركت در سمينار بين المللي ابن سينا در دهلى نو اين هدفگيرى را در معابدى متعدّد از هندوستان كه با برهمنان گفتگو كرديم شنيدم . ] ٤ - هيچ كس ترديدى در اين حقيقت ندارد كه أفلاطون يكى از پيشتازان مكتب الهيّون است . » افلاطون تأكيد مى كند كه ماوراى دو نمونهء اساسى جهان ( مثل و جهان محسوس ) آفرينندهء توانائى وجود دارد كه مى تواند يكى از آنها را كه مثل است بوجود بياورد و عالم محسوس كه سايهء آن است ، احتياجى به آفرينش مجدّد ندارد و نخستين صفت اختصاصى اين آفرينندهء مطلق علَّت فاعلى بودن او است و اين آفرينندهء مطلق است كه نظم و جمال را بوجود مى آورد » [٢] باز در فصل چهارم در مبحث « روح عالم » مى گويد : « روح عالم » نخستين و قديمى ترين مصنوع خدا است ، آنهم موجود الهى است » [٣] با اين حال كه افلاطون به وجود خداى بزرگ يقين و اعتقاد دارد ارواح بشرى را از ساختههاى خدايان ثانوى معرّفى مى كند [٤] .
در جاى ديگر از همين مأخذ ( ص ٢٣٥ فصل دهم ) مى گويد : « پس خداوند به آفرينش سائر كائنات شروع كرد و آنها را بصورت « مثل » قرار داد . چيست آن مثل » ؟ شمارهء آنها چقدر است اين « مثل » چهارتاست : يك - جنس خدايان آسمانى ( مثلا مجرّدات ) دو - جنس بالدار كه در هوا شناور است . سه - نوع آبى چهار - جنسى كه با پاهايش راه مى رود [٥] . ملاحظه مى شود كه افلاطون اصطلاح خدايان را در موجودات
[١] تحقيق ما للهند ص ٨٤ .
[٢] طيماوس - افلاطون ص ٥١ و ٥٢ فصل سوم .
[٣] همين مأخذ ص ٥٥ فصل چهارم .
[٤] همين مأخذ ص ١٢٥ فصل هفتم .
[٥] همين مأخذ ص ٢٣٥ فصل دهم .