ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤ - محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله فرزند با عظمت ابراهيم عليه السّلام
زير ، خطائى آشكار است ، زيرا ما در دلائل زير خواهيم ديد كه اغلب اشياء و انسانهائى كه محترم و مقدّس بودهاند ، كلمهء خدا در بارهء آنها بكار مى رفته است .
١ - ابو ريحان بيرونى مى گويد : جالينوس گفته است : « مردان با فضيلت ، بسبب مهارت و استادى كه در صنايع و معالجات طبّى بدست آوردهاند ، شايستهء ورود در جرگهء » خدايان « گشتهاند ، از آن جمله اسكولابيوس و ديونيسيوس در گذشته دو انسان بودند ، سپس بمقام خدائى رسيدند ، زيرا اوّلى بمردم طبّ را تعليم مى كرد و دومى صنعت انگور كارى را » [١] ملاحظه مى شود كه تكامل و رشد انسانى دو شخصيّت مزبور را كه مورد احترام جامعه قرار گرفته بودند ، موجب وصول بمقام فضيلت و تقدّس كه شايستهء اصطلاح « خدا » ( نمايندهء خدائى ) گشتهاند ، معرّفى مى نمايد .
٢ - قبيلهء نزار در هنگام بجا آوردن اعمال مكَّه اين ذكر را مى گفتند : لبيّك اللَّهم لبيّك ، لبيّك لا شريك لك ، إلَّا شريك هو لك تملكه و ما ملك [٢] .
( اجابت مى كنم دعوت تو را اى خداوند ، اجابت مى كنم . اجابت مى كنم ترا ، شريكى براى تو نيست ، مگر شريكى كه آنهم از آن تست ، تو مالك آن شريك هستى و مالك هرچه كه مملوك آن شريك است ) .
اين بت پرستان در اين ذكر ، اولا توجّه و گرايش به خداى بزرگ ( اللَّه ) را ابراز مى نمايند و سپس شريكى را كه براى او قرار دادهاند ، ( عزّى ) را مورد توجّه قرار داده و با اين كه آنرا در همين ذكر مى پرستند ، مملوك « اللَّه » قرار مى دهند .
٣ - ابو ريحان بيرونى مى گويد : « معلوم است كه طبيعت مردم عوام همواره ميل به محسوس و تنفّر و وحشت از معقول دارد ، زيرا معقول از آن مردم دانا است كه در هر زمان و مكان در اقلَّيتند و بهمين جهت بوده است كه شمارهء فراوان از اقوام
[١] تحقيق ما للهند - ابو ريحان بيرونى ص ٢٥ نقل از « تشويق بر آموزش صنعتها - جالينوس » .
[٢] الأصنام - ابو منذر هشام بن محمّد بن سائب كلبى با تحقيق استاد احمد زكى پاشا چاپ ١٣٣٢ مطبعهء اميريّهء قاهره ص ٧ .