ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٦ - اعتراض چهارم
علَّت ثمر بخش بودن تربيت را در قابل پذيرش ساختن مقدّمه بودن جدّى زندگى مادّى محض ، براى تكامل و برخوردارى از اصول تعالى و تصعيد روحى درك كنيم . يعنى از قاعدهء كلَّى فوق بخوبى معلوم مى شود كه طرق و مقدّمات زندگى مادّى محض ، ضرورت و حياتى بودن خود را از همهء جهات ، براى انسان اثبات ميكند و او ميداند كه اگر آن طرق و مقدّمات را نداند ، دير يا زود از زندگى مطلوب محروم خواهد گشت . ولى متأسّفانه بدانجهت كه پذيرش اصول تعالى و تصعيد روحى به گذشت از هواهاى نفسانى و تعديل فعاليّت غرايز حيوانى و تنظيم خودخواهى براى بدست آوردن « صيانت ذات كمال جو » نيازمند است ، لذا ضرورت و حياتى بودن اين تربيت معنوى و پذيرش اهداف و مقتضيات آن ، معمولا درك نمى شود .
٤ - تربيت ، بشر را متوجّه امكانات خلَّاقهء خود ميكند ، همان چيزى كه ويليام جيمز بدان « خود گسترده تر » نام داده است . در اين كه تربيت در توجّه انسان به استعدادهاى خلَّاقه اش بسيار مؤثّر است ، نمى توان ترديد نمود ، ولى آيا تا كنون بشر توانسته است به آن وسايل و طرق دست بيابد كه بتواند با بكار بستن آنها در تربيت ، خلَّاقيّتهاى مطلوب و توجيه شده به نتايج مثبت و سازنده را آگاهانه و با هدفگيرى قبلى به فعليّت در آورد بعنوان مثال : آيا تعليم و تربيت در مطلق آموزشگاههاى بشرى از مراحل پائين گرفته تا عاليترين مراحل آنها ، توانسته است كارى انجام بدهد كه مثلا نبوغ تعداد ده فيزيكدان را كه فعلا مورد نياز است كشف نموده و براى حلّ مجهولات معيّنى در شرايط و زمان تعيين شده ، آن نبوغ را در حلّ مجهولات معيّن بثمر برساند يعنى تعليم و تربيت چنان انجام بگيرد كه هر ده نفر آنها به اكتشافات و حلّ مجهولاتى معيّن كه مورد نياز جدّى است ، نائل شوند آيا تعليم و تربيت مى تواند نبوغ هنرى عدّه اى را كشف كند و آنها را براى خلَّاقيّت در هنرهاى معيّنى با شرايط و زمان معيّنى ، بثمر برساند آيا تربيت و تعليم كنونى مى تواند طرقى را ارائه بدهد كه عدّه اى از محصّلان علوم سياسى را بطورى بپروراند كه هم از نظر نبوغ سياسى و هم از جهت اخلاق انسانى ، مديريّت جامعه را در حدّ اعلا ، يا از آن بعد كه مورد نياز جامعه است ، بعهده بگيرند و در اين راه موفّق بشوند مسلَّم است كه پاسخ اين گونه سؤالات ، منفى است ، زيرا با همهء