ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨١ - گروه يكم
چشمها را نبنديم . ساليان عمر يكى پس از ديگرى از راه مى رسند و هستى ما را تدريجا بسوى روز واپسين مى كشانند كه آن روز دريچه اى براى ابديّت است . راه راست الهى را رها نكنيم . اين راه اولاد آدم ( ع ) را به دار السّلام مى رساند . اين دار السّلام همان حيات طيّبه و حيات مستند به بيّنه است كه وابسته به خداوند حيات بخش است .
( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) [١] ( بگو : قطعا نماز و عبادات و زندگى و مرگ من از آن خداوند پرورندهء عوالم [ و عالميان ] است . ) خروج و انحراف از راه ، مبارزه اى آشكار با موجوديّت خويشتن است ، زيرا هويّت وجودى آدمى در منطقهء ارزشها و واقعيّات ، مربوط به هدف و مقصدى است كه قوانين هستى براى آدمى تعيين نموده است ، نه اميال و هواهاى نفسانى حيوانى .
وصول به آن هدف و مقصد راهى معيّن دارد كه خداوند بوسيلهء پيامبران درونى ( عقول و وجدانها ) و پيامبران برونى ( انبياى عظام صلوات اللَّه عليهم أجمعين ) پيش پاى انسانها هموار فرموده است . اين راه همان طور كه در جملهء مورد تفسير مى بينيم روشن و هموار است . اگر گرد و غبارى در اين راه ديده مى شود ، آنها را پاهاى اسير هوى و هوس خود ما راه انداخته است . اگر سنگهائى در اين راه ديده مى شود كه آن را سنگلاخ نموده است ، مربوط به سنگپرانى خود ما در طول اين راه است ، كه بجاى آنكه دست همديگر را بگيريم و رهسپار كوى كمال الهى گرديم ، بيكديگر سنگها پراندهايم . اگر اين راه تاريك باشد ، يقين بدانيد كه چراغها و مشعلهاى فروزان آن را بادهاى طوفانى هوى و هوس و كبر و نخوت ما خاموش كرده است - < شعر > نور دلشان نشانده پيوست آن باد كه در دماغشان هست < / شعر > مهلت را از دست ندهيم - < شعر > بر لب بحر فنا منتظريم اى ساقى فرصتى دان كه ز لب تا بدهان اين همه نيست < / شعر >
[١] الأنعام آيهء ١٦٢ .