ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٤ - نظريّهء آقاى هانس كونگ در بارهء وحيى كه بر پيامبر ما محمّد بن عبد اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله نازل شده است و پاسخ اين جانب بايشان
اين استنباط را نپذيرند . بهمين جهت است كه در موقع سخنرانى اين جانب در سمينار ، آقاى هانس كونگ بعنوان سؤال گفتند : بسيار خوب ، دين ابراهيم خليل متن دين كلَّى است ، ولى از كجا و از كدامين منبع ، آن را بدست بياوريم و مورد عمل اديان سه گانه قرار بدهيم از اين سؤال معلوم شد كه اين دانشمند محترم در نظر ندارند كه حضرت محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله را انسان راستگو بدانند با اين كه پيامبرى ايشان را پذيرفتهاند بهر حال اين جانب پاسخ آقاى هانس كونگ را چنين دادم كه : بيائيد هر سه كتاب ( قرآن و تورات و انجيل ) را باز كنيم و همهء آن مطالب را كه از ديدگاه خرد و عقل سليم و وجدان پاك مى توان بعنوان دين به خدا نسبت داد ، بعنوان متن دين ابراهيم بپذيريم . اين پاسخ را همهء اعضاى سمينار خصوصا آقاى هانس كونگ با حالت شور و شعف پذيرفتند . و اين جانب اميدوارم هر چه زودتر اين كوشش لازم و حياتى شروع شود و محقّقان و دانشمندان مخلص و مطلَّع هر سه دين بزرگ جهانى به نتايج مطلوب اگر چه در زمانهاى طولانى برسند .
نظريّهء آقاى هانس كونگ در بارهء وحيى كه بر پيامبر ما محمّد بن عبد اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله نازل شده است و پاسخ اين جانب بايشان آقاى هانس كونگ در آن سمينار گفتند : براى پيامبر اسلام وحى شده است ولى آنچه كه وحى شده معانى بوده است و امّا الفاظ را خود آن حضرت انتخاب فرموده است . ايشان به تفاوت ميان سورههاى مدنى و مكَّى اشاره كردند كه در مباحث بعدى متذكَّر خواهيم شد .
بعضى از دوستان كه در سمينار شركت داشتند اين نظريّهء آقاى هانس را پذيرفتند . من رو به دوستان كردم و گفتم : اگر مقصود شما اينست كه اين نظريّة يك گام بزرگى است كه بر مبناى دلائل قطعى يك دانشمند مسيحى بر مى دارد و آنرا ابراز مى كند ، كاملا صحيح است و امّا اگر منظورتان اينست كه نظريّهء ايشان از همهء جهات صحيح است ، اين مطلب قابل قبول نيست ، زيرا اين كه گفته شود : آنچه كه بر پيامبر اسلام وحى شده است معانى بوده نه الفاظ ، و انتخاب الفاظ از خود پيامبر اسلام بوده است براى چيست اگر در اختيار انتخاب الفاظ كه بعهدهء پيامبر اسلام