ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - نظريّهء آقاى هانس كونگ در بارهء وحيى كه بر پيامبر ما محمّد بن عبد اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله نازل شده است و پاسخ اين جانب بايشان
گذاشته شده است ، پيامبر اسلام هيچ اشتباهى نكرده است ، اين نظريّة نتيجهء خاصّى در برنخواهد داشت ، زيرا بر اين فرض جائى براى دگرگون كردن الفاظ از معانى خود نمى ماند كه مثلا گفته شود : اين آيه كه مى گويد : ( وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَه لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ) ( و كيست داراى دينى بهتر از كسى كه خود را بخدا تسليم نموده و نيكوكار است و از دين ابراهيم پيروى ميكند كه حنيف ( در صراط مستقيم ) است ) معنائى كه بر پيامبر اسلام بعنوان وحى نازل شده بود ، اين بود كه پيروى كند از ملَّت ابراهيم كه در اختيار يهود يا مسيحيّت است ، ولى پيامبر اسلام الفاظى انتخاب كرده است كه عامّ است زيرا هيچ كس چنين احتمالى نخواهد داد . كه پيامبر آن معنى را با الفاظ مزبور بيان نمايد و اگر براى اينست كه در هر موردى كه مطلب پسنديده نشود بگوئيم : خداوند سبحان معناى صحيحى را بر پيامبر اسلام نازل فرموده است ، ولى پيامبر در انتخاب قالبهاى لفظى اشتباه فرمودهاند ، اين هدف قطعا مردود است . نه عقل آن را مى پذيرد و نه خود قرآن .
امّا اين كه عقل چنين چيزى را نمى پذيرد ، باين علَّت است كه خداوند متعال بر مبناى حكمت بالغه اش جريان وحى را از گذرگاهى بجريان نمى اندازد كه و لو اشتباها ( بدون تعمّد و تقصير ) در آن گذرگاه در وحى دخالتى شود ، كم يا زياد يا دگرگونىهاى كيفى مخالف خواستهء خداوندى باشد . امّا از ديدگاه قرآن ، آيهء ٣ از سورهء النّجم چنين است : ( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ) ( پيامبر از روى هوى سخن نمى گويد . آنچه كه مى گويد نيست جز وحيى كه به او مى رسد . ) استدلال عقلى را كه بطور مختصر متذكَّر شديم ، با اين مطلب تكميل مى كنيم كه اگر پيامبر اسلام در انتخاب الفاظ داراى اختيار باشد و احتمال خلاف آن معانى وحى شده در آن الفاظ وجود داشته باشد ، هيچ اطمينانى نخواهد ماند كه سخنان پيامبر سخنان خدا است . و آن گهى اعجاز قرآن بر دو ركن اساسى تكيه دارد : ركن