ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - ٤ - ابراهيم عليه السّلام فرزند خود را براى قربانى كردن به قربانگاه مى برد
( فَدَيْناه بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ) . [١] ( و ابراهيم گفت : من بطرف پروردگارم مى روم و او مرا هدايت خواهد كرد . پروردگارا ، از صالحان براى من عنايت فرما . پس ما او را به فرزندى بردبار مژده داديم . وقتى كه فرزند ابراهيم در دامان پدرش به دوران جوانى رسيد ، ابراهيم گفت : اى فرزندم ، در عالم رؤيا مى بينم كه ترا ذبح مى كنم ، نظر كن [ در اين امر ] ببين كه چه مى بينى . فرزند ابراهيم گفت : اى پدر ، آنچه كه به تو امر مى شود انجام بده ، اگر خدا بخواهد مرا از بردباران خواهى يافت . وقتى كه [ پدر و فرزند ] تسليم امر خدا شدند و ابراهيم فرزندش را [ براى قربانى ] بر پيشانى خواباند ، ما او را ندا در داديم كه اى ابراهيم [ آنچه كه ] در خواب به تو دستور داده شده بود بجاى آوردى . ما بدينسان نيكو كرداران را پاداش مى دهيم .
قطعا اين بود آزمايش آشكار . و ما ذبح عظيمى را بجاى فرزند ابراهيم پذيرفتيم . ) در اين كه حضرت ابراهيم عليه السّلام با دستور به قربانى كردن فرزندش آزمايش شده است ، هم در تورات متذكَّر شده است و هم در قرآن آمده است . فرقى كه قرآن در اين داستان با تورات دارد از اين قرار است : ١ - فرزندى كه حضرت ابراهيم براى قربانى كردن به قربانگاه برده است ، در تورات اسحاق بوده است و در قرآن نام اين فرزند برده نشده است . و روايات وارده در تعيين اين فرزند دو قسم است : قسم يكم مى گويد : اسحاق بوده است كه حضرت ابراهيم عليه السّلام براى قربانى برده است . قسم دوم مى گويد : اين اسماعيل بوده است . طبرسى مى گويد : از امير المؤمنين عليه السّلام و ابن مسعود و قتاده و سعيد بن جبير و مسروق و عكرمه و عطا و زهرى و سدى و جبائى روايت شده است كه اسحاق بوده است و از ابن عبّاس و ابن عمر و سعيد بن المسيّب و الحسن و الشّعبى و مجاهد و ربيع بن انس و كلبى و محمّد بن كعب قرظى روايت شده است كه اين قربانى حضرت اسماعيل بوده است . [٢] سپس طبرسى مى گويد : « قابل تأييدترين روايت همين روايت دوم است » و سپس استشهاد مى كند به اين كه در همين موقع
[١] الصّافّات آيات ٩٩ تا ١٠٧
[٢] مجمع البيان ج ٨ ص ٤٥٣ تفسير سورهء الصّافّات .