ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - ٤ - ابراهيم عليه السّلام فرزند خود را براى قربانى كردن به قربانگاه مى برد
او را مذبوح ( قربانى شده ) در بالاى يكى از كوه هائى كه بتو نشان مى دهم قرار بده . ابراهيم شب را صبح كرد و الاغش را آماده نمود و دو نفر از غلامانش و فرزندش اسحاق را برداشت و هيزمى را براى عمل ذبح آماده كرد و برخاست و بان موضعى كه خدا باو فرموده بود رفت و در روز سوم ابراهيم چشمانش را باز كرد و به بالا نگريست و آن موضع را از دور ديد . ابراهيم به دو غلامش گفت : شما در اينجا با الاغ بنشينيد . امّا من و فرزندم بان موضع مى رويم و سجده مى كنيم و سپس بسوى شما بر مى گرديم . سپس ابراهيم هيزم مربوط به ذبح را برداشت و به اسحاق حمل كرد و آتش و كارد را به دستش گرفت . و هر دو باهم رفتند .
و اسحاق با ابراهيم گفتگو كرد و گفت : اى پدر . ابراهيم گفت : اينك من اينجا حاضرم اى فرزندم . اسحاق گفت : اين آتش و هيزم ، پس كو بره براى ذبح ابراهيم گفت : اى فرزند من ، خدا بره را براى ذبح مى بيند .
و هر دو با هم رفتند . وقتى كه ابراهيم و فرزندش بموضعى رسيدند كه خدا فرموده بود ابراهيم در آنجا قربانگاهى ساخت و هيزم را مرتب كرد و فرزندش اسحاق را بست و در آن قربانگاه روى هيزم نهاد . سپس ابراهيم دستش را دراز كرد و كارد را گرفت تا فرزندش را ذبح كند . فرشتهء خداوندى از آسمان صدا كرد و گفت : ابراهيم ، ابراهيم . ابراهيم گفت : اينك من در اينجا حاضرم . فرشته گفت : دست بطرف فرزند دراز مكن و هيچ كارى در بارهء او انجام مده زيرا من حالا دانستم كه تو از خدا مى ترسى و يگانه فرزندت را از خدا دريغ نداشتى . سپس ابراهيم چشمانش را بلند كرد و ناگهان قوچى را در پشت سرخود ديد كه در جنگل از دو شاخش گرفته شده است .
پس ابراهيم رفت و قوچ را گرفت و براى ذبح بجاى فرزندش در بالا نهاد . پس ابراهيم اسم آن موضع را يهوه يرأه ( خدا او را مى بيند ) نهاد .
حتّى امروز گفته مى شود آن موضع در جبل الرّبّ يرى ( كوه خدا ) ديده مى شود . ) داستان ذبح فرزند در قرآن بدينقرار است : * ( وَقالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ . رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ . فَبَشَّرْناه بِغُلامٍ حَلِيمٍ . فَلَمَّا بَلَغَ مَعَه السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ الله مِنَ الصَّابِرِينَ . فَلَمَّا أَسْلَما وَتَلَّه لِلْجَبِينِ . وَنادَيْناه أَنْ يا إِبْراهِيمُ . قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ . إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ . وَ