ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٩ - ضرورت بيان هنرى طرق وصول انسانها به احساس برين هماهنگى و اتّحاد ارزشى آنان
تجريد وحدت از آرمانها كه حقائق معقولند و از بالاتر از آنها ، تجريد وحدت از واحدهاى وجدان برين و در بالاترين درجهء تجريد وحدت از ارواح انسانها ، براى هنر پيشرو و انسان ساز فرض است كه هنرمندان سوداگر را از خواب غفلت طولانى و عميق بيدار كند و آنانرا در خطَّ بسيار زيبا و پر معنا و حيات بخش تجريد تصاعدى اتّحاد انسانها بحركت در آورد . تحمّل زحمت تصعيد ذهن مردم براى درك معقولات كه احساس برين لزوم هماهنگى و اتّحاد انسانها در « حيات معقول » از حياتىترين آنها محسوب مى شود ، بسيار كمتر از تلخى ناگوارىهاى جنگها و تزاحمها و تضادّها و كشتارها و حقّ كشىهاى دائمى و فراگير است كه سرتاسر تاريخ انسانها را آلوده نموده است . باضافهء اين كه تصعيد ذهن مردم براى درك معقولات ، انسانها را از گرگ يكديگر بودن بركنار ميكند ، عظمت انسانى را نيز كه حتّى اغلب مردم در عالم خواب و رؤيا هم نمى بينند فعليّت مى بخشد و با اين به فعليّت رسيدن ، پوچى و ضرر كشندهء آن منطق ويرانگر كه مى گويد « اگر مردم موفّق به زندگى منظَّم و بىتزاحم شوند ، نيازى به فضيلت و تقوى و ديگر ارزشهاى انسانى ندارند » ، آشكار مى گردد . هنر در اين امر حياتى بايد قدمى بسيار عالى بردارد و تأخير نكند كه هرچه بيشتر تأخير كند ، زودتر پوچى خود را اثبات كرده است . ممكن است بگوئيد : هنر از چه راهى مى تواند اين احساس برين را در انسانها بوجود بياورد كه - < شعر > اين همه عربده و مستى و ناسازى چيست نه همه همره و هم قافله و همزادند < / شعر > مولوى بايد در پاسخ اين سؤال بگوئيم : وظيفهء هنر در اين مسأله آن نيست كه دنبال دلائل اثبات كنندهء لزوم احساس هماهنگى و برادرى و اتّحاد انسانها بگردد ، زيرا دلائل مزبور از فطرت و وجدان پاك انسانها و كتب آسمانى مخصوصا قرآن مجيد و منابع حديثى از پيشوايان ما فوق الطَّبيعه و حكماى انسان شناس ، برآمده و بقدر لازم و كافى در اختيار انسانها قرار گرفته است . كارى كه هنر در اين امر حياتى بايد انجام بدهد ، ارائهء نمودها و حركات و تجليّات گوناگون آن احساس برين است كه بخوبى از عهدهء هنر بر مى آيد . در يك قطعهء ادبى از هنر شعرى كه در هماهنگى و احساس والاى وحدت برين ميان انسانهاى كمال يافته سروده شده است و ما آنرا ذيلا مى آوريم ، دقّت فرماييد :