ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٢ - انواع هماهنگى و اتّحاد انسانها و طرق وصول به با ارزشترين آنها
اين گونه مسائل كه در امتداد تاريخ مشاهده نمودهايم . بعضى از متفكَّران دوران معاصر ما را در بارهء جدائى انسان از انسان و بعبارت ديگر در بارهء « بيگانگى انسان از انسان » نوميدى چنان در خود مى فشارد كه اگر بخواهند قلمى روى كاغذ گذاشته و چيزى در پيرامون اين مسأله بنويسند ، سطر اوّل آن نوشته اين بوده : « آه بر انسان » و جملهء آخرش اين خواهد بود : « واى بر انسان » . شايد بتوان گفت : اين گونه اشخاص نوميد ، اكثريّت بسيار وحشتناكى را تشكيل مى دهند . حقيقت اين است كه اين اشخاص با روياروئى با واقعيّات زياد ، از درك يك واقعيّت با اين كه در برابر چشمانشان قابل مشاهده است ، محرومند . اين واقعيّت عبارت از استمرار تجدّد و نوبه نو وارد شدن انسانها به عرصهء گيتى مى باشد . بعبارت ساده تر : انسانها با كمال بيطرفى و مستعدّ پذيرش حقائق ، چشم به دنيا باز مى كنند و سپس در اختيار محيط و اجتماع و عوامل آنها قرار مى گيرند . بنا بر اين ، يك متفكَّر همه جانبه نگر نبايد بچنان يأس و نوميدى گرفتار شود كه گوئى انسانهائى را مى بيند كه مانند قطعات سنگ متولَّد مى شوند و سنگ زندگى كرده و سنگ خواهند مرد نه هرگز ، انسان سنگ نيست زيرا باضافهء اين كه همهء تحوّلات و انقلابات گذشته ، در صحنهء انسانها و بوسيلهء انسانها و براى انسانها صورت گرفته است [ و اگر تئورى سنگ در بارهء انسانها صحيح بود ، بهيچ وجه نمى بايست تحوّل و انقلابى صورت گرفته باشد ] اين اصل را بايد در نظر بگيريم كه بدانجهت كه گام در راه اصلاح انسانها و نزديك كردن آنها بيكديگر ، يك گام فطرى و عقلى و مذهبى است ، لذا تكيه گاه اساسى براى دفاع از ضرورت هماهنگ و متّحد ساختن انسانها بوده و مانند مشعلى فروزان بر سر راه كاروان انسانى خواهد بود .
بعلاوهء اين كه مگر ما بايد بنشينيم و دست رويهم بگذاريم و بگوئيم : صبر كنيد تا همهء مردم اجتماع اصلاح شوند و همهء آنان عظمت برادرى و برابرى را درك كنند ، آن گاه ما هم از خوابگاه خود برخيزيم و چشمهايمان را بماليم و بگوئيم : راست مى گوئيد ، همهء ما بايد منقلب شويم تا از نعمت هماهنگى و اتّحاد برخوردار گرديم بديهى است كه چنين انتظارى را كسانى مى توانند داشته باشند كه نه از انسان اطَّلاعى دارند و نه از سرگذشت او . اين حقيقت صحيح است كه اصلاح جامعه و بوجود آمدن احساس عميق برادرى و هماهنگى و اتّحاد در جامعه ، كمك بسيار بزرگى براى وصول هريك از افراد ، بان احساس عميق مى نمايد ، ولى