ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٧ - ظلمى فراگير همهء جامعه ، در انتظار مردمى كه در تشخيص زمامدار بر مبناى هوى و هوس حركت كردهاند و عظمت و ضرورت عدل و حقّ را جدّى نگرفتهاند
بنظر مى رسد براى تفسير جملهء امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود : و لا عقدا إلَّا حلَّوه .
( آل اميّه پيمان و تعهّدى را رها نمى كنند مگر اين كه آنرا نقض خواهند كرد . ) همين داستان را كه بيان نموديم كافى باشد ، و نيز احتياجى براى توضيح و تحليل جملات معاويه و امام حسن مجتبى وجود ندارد .
٦ ، ٨ - و حتّى لا يبقى بيت مدر و لا وبر إلَّا دخله ظلمهم و نبا به سوء رعيهم و حتّى يقوم الباكيان يبكيان : باك يبكى لدينه ، و باك يبكى لدنياه [١] ( تا آن گاه كه هيچ خانهء بنا شده از گل و گچ [ در شهرها و دهات ] و خيمههاى ساخته شده از پشم و مو و كرك [ در بيابانها ] را رها نكنند مگر اين كه ظلمشان وارد آن خيمهها شود و سوء مديريّتشان موجب ناگوارى سكونت در آنها گردد ، تا آن گاه كه مردم تقسيم به دو دستهء گريان شوند : مردمى گريان به دينشان و مردمى گريان به دنيايشان . ) ظلمى فراگير همهء جامعه ، در انتظار مردمى كه در تشخيص زمامدار بر مبناى هوى و هوس حركت كردهاند و عظمت و ضرورت عدل و حقّ را جدّى نگرفتهاند .
در بعضى از مجلَّدات گذشته اثبات كردهايم كه ناتوانترين حيوانات آن قدرتمندهاى قدرت پرست هستند كه موجوديّت خود را بر نفى هستى ديگران استوار مى سازند . اين پديده چندان جاى شگفتى نيست ، زيرا اين حيوانات موجوديّت
[١] امير المؤمنين عليه السّلام نظير همين مضمون را در خطبهء ١٥٨ نيز فرموده است : فعند ذلك لا يبقى بيت مدر و لا وبر إلَّا و أدخله الظَّلمة ترحة . ( در اين موقع هيچ خانهء بنا شده از گل و گچ ( در شهرها و دهات ) و خيمههاى ساخته شده از پشم و مو و كرك ( در بيابانها ) نمى ماند مگر اين كه ستمكاران اندوه در آنها وارد كنند . )