ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٣ - اعتدال روانى در منطقهء روان ١٧١ آن چنانكه بايد ١٨٧ بدون اخلاق كمالى امكان ناپذير است
خواستهها و فعّاليّتهايش با محيط جغرافيائى و فرهنگى و حقوق تثبيت شده و سياست حاكم بر آن موقعيّتى كه روان در آن زندگى مى كند ، نخواهد بود . و اگر من گسترش و تأثير و تأثّر خود را با جهان هستى بر مبناى قرار گرفتن در جاذبهء هدف اعلائى در جهان معنىدار عملى نمايد ، حدّ معتدل آن ، بدون پذيرش و عمل به ارزشهاى اخلاق كمالى قابل تصوّر نخواهد بود . اصطلاح اخلاق كمالى كه عبارتست از اتصّاف به صفات عالى انسانى يك اصطلاح جديد است كه در همين مبحث تا حدودى آنرا توضيح خواهيم داد ، ريشههاى نهائى آن صفات عالى كه اتّصاف به آنها در ماهيّت اخلاق كمالى مأخوذ است ، از سرچشمهء كمال الهى سيراب مى شود . براى اثبات استناد اين اخلاق به سرچشمهء كمال الهى ، تاكنون دلائلى اقامه شده است كه ما فقط بيكى از آنها كه روشنتر از همه است اشاره مى نمائيم . آن دليل اينست كه اخلاق كمالى مقتضى گذشت از لذائذ و امتيازات است بدون در نظر داشتن پاداش و هرگونه سوداگرى .
و اين گذشت نمى تواند جز به حسّ كمال گرايى مستند باشد كه خداوند متعال در درون انسانها بوجود آورده است . اگر در اين مطلب كه بيان كرديم ، دقّت شود ، خواهيم ديد كه اخلاق طبيعى جبرى بعنوان خوش برخوردى با ديگر انسانها و اجتناب از تضادّ و تزاحم با آنان به انگيزگى ضرورت قابل تنفّس ساختن فضاى جامعه براى زندگى اجتماعى ، يك اخلاق جبرى معامله ايست كه بيرون از منطقهء ارزشها است . اخلاقى كه حكمت اعلاى انسانى و انبياى عظام و اولياى انسان شناس مطرح مى كنند ، آن اخلاق جبرى معامله اى نيست كه براى صرفه جويى در بودجه هائى كه مردم جامعه براى ادارهء مجرمين و كيفرهاى آنان مى پردازند ، ترويج مى شود . اخلاق جبرى معامله اى در حقيقت كار يك يدكى مجّانى را براى اجراى حقوق بعهده مى گيرد و هيچ نقشى در دگرگون كردن و ساختن انسانها در مسير آرمانهاى « حيات معقول » ندارد و همچنين اخلاق كمالى از سنخ اخلاق رسومى هم نيست كه انگيزههاى ثابت و گذرا و اصلى و فرعى فرهنگ يك جامعه آنرا تثبيت نمايد ، به اضافهء اين كه ممكن است اخلاق رسومى