ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٢ - پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله اگر سخنى بگويد قطعا حقّ را بيان فرموده است و سكوت او نيز گوياى حقائقى است بدون استفاده از الفاظ
پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله اگر سخنى بگويد قطعا حقّ را بيان فرموده است و سكوت او نيز گوياى حقائقى است بدون استفاده از الفاظ .
اين كه همهء سخنان آن حضرت بيان كنندهء حقائقى بود كه يا بوسيلهء وحى بر آن حضرت القاء مى شد و يا بدون واسطه به قلب مبارك او كه تصفيه و تزكيه شده بود ، الهام مى گشت ، جاى هيچ ترديدى نيست . امّا اين كه سكوت آن حضرت زبانى بود گويا ، بايد مورد تفسير قرار بگيرد . مى توان گفت : سكوت خود بخود نمى تواند داراى معنائى باشد كه بتوان از آن بهره بردارى نمود ، زيرا در موقع سكوت ، چيزى در عرصهء وجود بروز نمى كند كه خود واقعيّتى تلقّى شود و يا قالب نشان دهندهء واقعيّت ، مانند الفاظ كه قالبهايى براى نشان دادن معانى مى باشند . سكوت موقعى مى تواند داراى معانى بوده باشد و يا به تعبيرى كه امير المؤمنين عليه السّلام در اين خطبه فرموده است ، كه شخصيّت ساكت بتواند با سكوتش به جواز يا عدم جواز از آنچه كه شنيده است يا مى بيند دلالت نمايد . يعنى بينندگان ، سكوت آن شخصيّت را علامت رضايت تلقّى كنند ، چنانكه در بحث تقرير معصوم مشروحا آمده است . گاهى هم سكوت در بارهء مسائلى دشوار و مشكلات معارف است مانند سرّ قدر كه امير المؤمنين به سؤال كننده فرمود : بحر عميق لا تلجه ( قدر ، درياى عميقى است داخل مشو . ) سكوت در اين موارد بمعناى امر به لزوم خوددارى از ورود به آن مسائل است و اين گونه سكوت ، گوياترين سخن است .