ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٠ - ترجمهء خطبهء شصت و ششم
تفسير عمومى خطبهء شصت و ششم
تفسير عمومى خطبهء شصت و ششم ٣ ، ٤ - معاشر المسلمين ، استشعروا الخشية ( اى گروههاى سپاه مسلمين خشيت خداوندى را شعار خود قرار بدهيد ) اى سربازان الهى ، اينجا ميدان جنگ است ، هيچ حركتى را بدون خشيت خداوندى انجام ندهيد
اى سربازان الهى ، اينجا ميدان جنگ است ، هيچ حركتى را بدون خشيت خداوندى انجام ندهيد سپاهيان من ، اينجا ميدان جنگ است و صحنهء كارزار ، اينجا است جايگاهى كه در هر لحظه احتمال خاموشى شعلهء فروزان حيات موج مى زند . هر لحظه اى كه مى گذرد ، آن كسى كه خود را زنده مى بيند ، مى پندارد كه زندگى تازه اى يافته ، روز اول تولدش را تجسيم مى نمايد . همهء صحنهء پهناور كارزار يك نوار باريك مرزى است كه يك طرف آن زندگى و طرف ديگرش مرگ است . هر - شمشيرى كه بر تارك يا بر سينهء يك انسان فرو مى رود ، صدها تفكرات و احساسات و كاخهاى آمال و آرزوها و اميدها را فرو مى ريزد ، و از يك انسان جاندار لاشه اى بيجان در خاك و خون مى اندازد ، در حالى كه صدها چشم در دودمانش بانتظار نشسته از هر كسى سراغش را مى گيرند و از هر صدائى كه از در خانه در مى آيد ، اميدها و احتمالات در درون آن چشم در انتظارها مى جوشد كه شايد آن عضو كاروان سفر هولناك هم اكنون با گرد و غبار از راه مى رسد .