ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٥ - غائلهء پر سر و صداى عقل زن و عقل مرد
البته رأى صواب و حقيقت يكى بيش نيست » [١] بدين ترتيب چون هيچ يك از ارباب مكاتب براى اثبات عقايد خويش ، بر خيالات و خوابنمائى و احساسات شعرى ، تكيه نمى كنند ، بلكه همهء آنان ادعاى منطق و تعقل در نتيجه گيريهاى خود مى نمايند پس ارزش عقل نظرى محض ، جز چيدن واحدهائى كه صحيح فرض شده است ، در كنار همديگر يا پشت سر يكديگر براى نتيجه گيرى چيزى ديگر نيست و نمى تواند اختلافات را برطرف بسازد . از طرف ديگر اين يك پديدهء شوخى و ساده اى نيست كه مغزهاى متفكر بشرى چه در شرق و چه در غرب كوششهاى فراوانى مبذول مى دارند كه فعاليت اختصاصى عقل نظرى را معين نموده و نگذارند از حدود خود تجاوز نمايد . عقل نظرى محض قدرت ورود به حوزهء ارزشها را ندارد ، عقل نظرى كارى با واقعيات فى نفسه ندارد . در صورتى كه عقل عملى هر يك از نيروهاى فعال درون بشرى را مانند عقل نظرى و وجدان و حدس و استشمام واقعيات وارده و تجسيم و انديشه را هماهنگ مى سازد كه همهء آنها را در وصول به واقعيات و بايستگىها و شايستگىها بسيج نمايد . آن گروه از متفكران شرقى و غربى كه نه براى ارضاى حس كنجكاوى فقط ، بلكه براى دريافت واقعيات در محصول و كاربرد عقل نظرى نگريسته و آنرا ارزيابى واقعى نمودهاند ، همگى به اين نتيجه رسيدهاند كه عقل نظرى محض وسيله اى است براى تنظيم آن واحدها كه صحيح فرض شده است ، براى رسيدن به آن هدفها كه مطلوب تلقى شده است نه اين كه عقل نظرى حاكم مطلق در واقعيات و ارزشهاى شناخت انسان و طبيعت و بايستگىها و شايستگىهاى آدمى بوده باشد . براى اثبات ناتوانى عقل نظرى از حاكميت مطلق ، نمونه هايى از بزرگترين متفكران شرق و غرب را مى آوريم :
[١] - گفتار در روش درست راه بردن عقل - دكارت - ترجمهء فروغى در سير حكمت در اروپا ج ١ ص ١٣٣ .