ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٢ - آيا زن وابستهء مرد است
از لحاظ كميت قطره اى از درياى اجتماع هستيم ، از لحاظ كيفيت و هويت تشكيل دهندهء همان اجتماعيم كه شما را با گسترش كميت خود فريفته است .
اجزاى آن اجتماع كه از كانال طبيعى خانواده عبور نكند و اولين منزلگه انسانيت را سپرى نكند ، براى ميدانهاى جنگ و ستيزه خوب است نه براى تشكيل يك اجتماع انسانى . و مانند پيچ و مهرهء بىاحساس براى ماشين خوبست ، نه انسانيت .
حياتىترين مسئلهء انسانى كه اين دو صنف همواره غفلت از آن مى ورزند ، عبارت است از اين كه منزلگه تعيين كنندهء سرنوشت اجزاى اجتماع ، خانواده است . نطفهء شخصيت آدميان در منزلگه خانواده منعقد مى گردد و سپس اجتماع آن را آبيارى مى نمايد . در اين مسئلهء حياتى مبالغه گوئىهاى اميل دور كيم كه همهء اصالتها را به اجتماع نسبت مى دهد و فرد را در برابر اجتماع تا حد « چيز » پايين مى آورد ، همان ارزش را دارد كه گزافه گويىهاى اصالت خانواده و بىتأثير پنداشتن اجتماع .
آيا زن وابستهء مرد است اين سؤال درست مانند اينست كه آيا انسان وابستهء انسان است آيا عقل سليم وابستهء وجدان است آيا عدالت وابستهء قانون است همهء اين سئوالات به جواب مثبت مى رسند ، آن جواب اينست : بلى ، عقل سليم وابستهء وجدان است ، زيرا عقل سليم و وجدان دو جزء متشكل كنندهء هويت انسان خردمند است . بلى عدالت وابستهء قانون است و قانون وابستهء عدالت ، زيرا رفتار مطابق قانون همان عدالت است و عدالت آن نيروى سازنده ايست كه اگر تجسم پيدا كند ، بشكل قانون درميآيد . پس اين سؤال كه آيا زن وابستهء مرد است ، همان جواب را دارد كه مرد وابستهء زن است . اين دو صنف با اين كه دو موجود جسمانى مجزا از يكديگرند ، در عين حال يك انسان كلى را تشكيل مى دهند كه در وحدت انسانى حقيقت واحدى مى باشند . هر دو صنف در مسير