ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩ - آيا روزى فرا خواهد رسيد كه سودجويان اجازه بدهند ، انسانهاى انسانشناس معماى زن و مرد را تا حد ١٧١ مسئلهء ١٨٧ زن و مرد تقليل بدهند
نخست صنف مردان را مخاطب قرار داده خواهند گفت : براستى آيا شما مى خواهيد زن را بشناسيد يا نه اگر مى خواهيد زن را بشناسيد ، با اين كه در طول تاريخ صنف زن در هر جامعه اى چه با نظر به مختصات طبيعى او و چه با نظر به قوانين قراردادى كه در جوامع در بارهء زن حكمفرما بوده ، در رنج و فشار سختى روزگار خود را سپرى كرده است . با اين حال حتى يك زن به شرط آنكه از اعتدال روانى برخوردار باشد ، از صرف زن بودن خود ، احساس ناراحتى و نقص ننموده است . زن با يك نگرش ناب و با قطع نظر از عوارض و تحميلات محيط و اجتماع هرگز به طبيعت نگفته است در بارهء شخصيت زن تجديد نظر كن ، زيرا زن بطور طبيعى ميداند كه چنين تمنائى از طبيعت ، درست تمناى آن است كه طبيعت در انسان بودن زن تجديد نظر كند ، اين تلقين صنف مردهاى نادان و انسانشناس به زنها بوده است كه : زن ناتوان مطلق است . از طرف ديگر زنان هم با احساس مختصات زنانگى كه آنان را تا حدودى در تكاپوهاى زندگى با مرد ، محدود ساخته است ، تلقين مردان را تشديد نموده و خود زنها نيز تحت تأثير آن تلقين قرار مى گيرند .
بدين ترتيب هر دو صنف زن و مرد در بوجود آوردن فاجعهء دردناك زندگى اشتراك مى ورزند . بار ديگر به صنف مرد خواهند گفت آقايان مردها : هيچ مى دانيد كه هر چه در امتياز مردان حماسه سرائى كنيد و هر اندازه هم كه با تكيه بر عقل نظرى كه تا كنون صدها مكتب و عقيده بوجود آورده و انسانها را روياروى هم قرار داده و تاريخ را به خاك و خون كشيده است و دروغ و دغل و رياكارىهاى ماكياولى را بر حيات واقعى بشر چيره و مسلط ساخته است ، خود را توجيه نمائيد ، باز از درك اين عظمت صنف زن ناتوانيد كه زنان همهء جان و حيات خود را در طبق اخلاص براى اجراى فرمان خلقت و شركت در آهنگ كلى هستى ، تقديم بر شما مردان ميكنند و شما مردان جز به انگيزگى مكانيسم لذت و سفارش محصولى بنام نسل از آن كارگاه محير العقول ، رابطهء خود را با زن توجيه نمى كنيد گمان نرود كه