ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٦ - ترجمهء خطبهء هشتادم
علت اين بيهودگى تو اينست كه از جلوگيرى تمايل قوى خود بر سقوط مردم در لغزشها ، عاجز و ناتوانى » [١] . بالاخره اين مادر و پسر از هم جدا ميشوند .
در يكى از ديدارها كه ميان آن دو صورت مى گيرد ، نزاع سختى آن دو را با يكديگر گلاويز مى نمايد و مادر پسرش ( شوپنهور ) را از پلهها مى اندازد .
سپس بيست و چهار سال همديگر را نمى بينند . اين جريان موجب مى شود كه شوپنهور براى ما فلسفهء بدبينى بوجود آورد و در بارهء صنف زن درست در نقطهء مقابل اوگوست كنت بدترين نظر را ابراز نمايد . عبارات شوپنهور را هم بعنوان بدترين و نابخردانه ترين عقيده در بارهء زن نقل مى كنيم : « شوپنهور از اين كه لقب جنس لطيف براى زن انتخاب شده است ، سخت تعجب ميكند : « ترديدى نيست در اين كه كسانى كه اين لقب را بر اين جنس محقر پست مى نهند ، مردمى هستند كه غريزهء جنسى آنان عقولشان را فاسد كرده است . مبناى همهء زيبائى زن فقط بر غريزهء جنسى است . نزديكتر به واقعيت اينست كه نام زنها را جنسى كه هيچ ذوق هنرى ندارد بگذاريم ، زيرا زنان توانائى ارزيابى انواع هنرها را ندارند ، ولى اغلب در بارهء حقايق مغالطه نموده ادعا ميكنند كه ما داراى هنر زيبا هستيم ، اين ادعا از زنان دروغ و رياكارى است ، آنان محبت و ميل به هيچ چيزى جز به آن چه كه براى آن خلق شدهاند ، ندارند . آنچه كه زنان براى آن خلق شدهاند ، حفظ نوع و ادامهء آن است . . . مرد در دانشها و هنرها مى كوشد ، تا سلطهء مستقيم بر اشياء را بدست بياورد ، يا از راه درك اشياء و يا از راه تصرف در آنها . اما زن ، او با طبيعتى كه دارد ، سلطه مستقيم بر اشياء را دوست ندارد ، ولى همواره مى خواهد از راه تسلط بر مرد به اشياء مسلط گردد . تنها هدف زن آنست كه بر مرد مسلط شود و تحكم نمايد ، يعنى زن هر چيز را وسيلهء پيكار با مرد مى بيند .
اگر زن تظاهر به
[١] - قصة الفلسفة الحديثه ج ٢ ص ٣٩٣ احمد امين و زكى نجيب محمود