ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٣ - ترجمهء خطبهء هشتادم
هفت ميليون « چرا » در بارهء جوهر و مختصات و حيات در نظر گرفته مى شود ، براى مرتفع ساختن اين معما هم مى تواند تأثيرى داشته باشد [١] اين ناتوانى اسف انگيز اثبات ميكند كه آشنائى ما با جريان تكامل ، عبارت است از شناختهاى ما در بارهء رويدادهايى كه انسان را به وضع كنونى او رسانيده است ، شناختهايى كه پس از وقوع و تسلسل آن رويدادها ميباشد .
و معرفت ما در بارهء جريان تكاملى مانند معرفت ما در بارهء قانون عليت است .
اين معرفت كلى كه همهء اجزاء و روابط عالم هستى از قانون عليت تبعيت ميكنند ، شايد منكرى جز سفسطه بازان نيهيليست نداشته باشد . با اين حال براى شناسائى هويت علل و معلولات و روابط و ضرورتها و مختصات ميان آنها و چگونگى قرار گرفتن آنها در سيستمهاى بسته و سيستمهاى باز ، هزاران دانشمند دست به كار ميشوند و با اين همه تلاشها و فداكارىها در راه علم ، تازه يك شير پاك خورده اى مانند دويد هيوم بلند مى شود و مى گويد : من اين طناب ضرورت ميان علتها و معلولها را نمى بينيم ، بنا بر اين در عالم طبيعت جز تعاقب رويدادها چيزى ديگر وجود ندارد . وقتى كه به او مى گويند : اگر طناب ضرورت ميان علتها و معلولهاى آنها وجود ندارد ، پس چرا هر علتى معلولى معين از خود بوجود مياورد و هر معلولى از علتى معين او بنا به نقل بعضى از مطلعين با تمام سادگى و بى پرده مى گويد : « من نمى دانم » بنا بر اين ، شايد اگر ما رموز ديگرى در جريان تكامل را مى دانستيم ، به آن هفت ميليون
[١] - آقاى اوپارين زيست شناس مشهور مى گويد : « فقط از راه چنين برداشت تكاملى است كه امكان مى يابيم نه فقط بفهميم كه در بدن موجودات زنده چه رخ مى دهد ، و چرا رخ مى دهد ، بلكه همچنين خواهيم توانست به هفت ميليون چرائى پاسخ بدهيم كه براى شناخت واقعى جوهر حيات در برابر ما قرار مى گيرند » حيات : طبيعت ، منشأ و تكامل آن - آ . اى . ا پارين ترجمهء آقاى هاشم بنىطرفى ص ١٨٣ البته آقاى اوپارين مى دانند كه اگر بخواهيم علت اين تكامل را هم مورد پرسش قرار بدهيم و چون و چراهائى كه در طرح اين مسئله مطرح خواهد گشت ، پاسخ علمى واقعى ( نه ذوقى و تجريد گرايانه ) بدهيم ، چراهاى ما هفت ميليون و يك خواهد گشت .