ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٨ - علم هيئت بلى ، و اما نسبت دادن حوادث و سرنوشت مردم به ستارگان ، نه هرگز
است و لذا نبايد فائدهء مشروع ستاره شناسى را در سير و سمتيابى در خشكى و دريا منحصر نمود .
سپس امير المؤمنين سپاهيان را دستور بحركت داده و مى فرمايد با تكيه بخدا و با تبرك بنام خدا حركت كنيد و خرافاتى را كه اين منجم گفت مورد اعتنا قرار ندهيد .
لا مؤثِّر فى الوجود إلَّا الله ( در قلمرو هستى جز خدا هيچ مؤثرى وجود ندارد ) .
لا حول و لا قوّة الَّا باللَّه ( هيچ حركت و قوه اى بچيزى جز خدا مستند نيست ) .
زمام هستى و قوانين جاريه در آن و همهء حوادث كوچك و بزرگ كه بوقوع مى پيوندند ، تحت مشيت او است با بقاى سلطه و نظارهء مطلق او كه : ( يَمْحُوا الله ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ الْكِتابِ ) [١] ( خداوند آنچه را كه بخواهد محو و آنچه را كه بخواهد اثبات مى كند و كتاب اصل در نزد او است ) .
اين ناتوانى درك ما انسانها است كه در ميان حلقههاى زنجيرى قوانين قرار گرفته و نظم هستى را در ديدگاه خود بسته و آنها را چنان محكم و استوار تلقى مى كنيم كه نشان ابديت بر پيشانى آنها مى چسبانيم : چنانكه اگر همواره زندگى ما با خورشيد بود و غروب آنرا نمى ديديم گمان مى كرديم كه آفتاب موجوديست و روشنائى هم پديده ايست كه همزمان با يكديگر ديده مى شوند :
< شعر > اگر خورشيد بر يك حال بودى فروغ او بيك منوال بودى ندانستى كسى كاين پرتو او است نكردى هيچ فرق از مغز تا پوست تو پندارى جهان خود هست دائم وجود او بخود گشته است قائم < / شعر >
[١] - الرعد آيهء ٣٩ .