ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠١ - اگر بشر بپذيرد كه خداوند بزرگ او را مى بيند و در نتيجه او هم خدا را دريافت نمايد ، نه تنها همهء دردهاى او درمان خواهد گشت ، بلكه توفيق او در راه دريافت كمال حتمى خواهد بود
( وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ) [١] ( كسانى كه در بارهء ما مجاهدت مى كنند ، ما آنها را به راه هايى [ كه منتهى بر مقام ربوبى ما مى گردد ] ، هدايت مى كنيم ) .
پس توجه بر خدا بطور دائمى مستلزم پذيرفتن نظارهء او در بارهء خويشتن است . اين رابطهء الهى مختصاتى را كه امير المؤمنين ( ع ) بيان مى فرمايد ، دارا مى باشد : مختص يكم - قطعى است كه چنين انسانها از گناه هراس و وحشت دارند ، چنانكه آدمى از آتشى كه به خرمن عمرش افتد هراس و وحشت خواهد داشت .
وقتى كه انسان لحظات خود را در حالت رؤيت خداوندى بسر مى برد و ميداند كه خدا هم او را مى بيند ، گسيختن از جاذبهء چنين رابطه اى را همان مرگ حقيقى تلقى ميكند كه معدوم محض بوده باشد . بنا بر اين ، او چگونه مى تواند با تمايل به گناه تن به چنين مرگى بدهد .
مختص دوم - رؤيت خداوندى و احساس نظارهء خداوندى بر تمام موجوديت انسانى ، عمل از روى اخلاص است ، زيرا چنين شخصى به يقين دريافته است كه هيچ موجودى و هيچ حقيقتى جز خدا شايستگى هدف بودن براى اعمال او را ندارد .
مختص سوم - عمل صالح چنين انسان ساخته شده است كه ميداند كردار نيكو يعنى عمل به مقتضاى طبيعت روحى كه خدا را مى بيند و ميداند كه خدا هم او را مى بيند .
مختص چهارم - اندوختن ذخيرهء شايستهء ابديت از اين زندگى طبيعى رو به زوال و فنا است كه اگر ديگران نيروها و امتيازات اين زندگى طبيعى را بدون شناسائى حقيقت و ارزش آنها محو و نابود مى سازند ، آن ساخته شدگان الهى
[١] - العنكبوت آيه ٦٩ .