ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٠ - اگر بشر بپذيرد كه خداوند بزرگ او را مى بيند و در نتيجه او هم خدا را دريافت نمايد ، نه تنها همهء دردهاى او درمان خواهد گشت ، بلكه توفيق او در راه دريافت كمال حتمى خواهد بود
هدف در باره خود احساس ميكند و مانند اينست كه آن هدف همواره به او مى نگرد و او را براى وصول به خويشتن جذب ميكند . اين يكى از مختصات روح انسانى است و بيهوده نبوده است كه حكماى انسان شناس يكى از اساسىترين طرق شناسائى شخصيت آدمى را شناسائى هدفهاى او معرفى ميكنند ، باين معنى كه شما اگر بخواهيد شخصيت يك انسان را خوب بشناسيد ، به هدفهائى كه او آنها را بعنوان هدفهاى جدى پذيرفته و در راه وصول به آنها به تكاپوى جدى مى پردازد و گذشتها براى بدست آوردن هدف مطلوب از خود نشان مى دهد ، بنگريد و دقت كنيد .
روى اين قاعده است كه همهء پيامبران و اولياء اللَّه و حكماى راستين با فطرت اوليهء انسانى هماهنگ و همصدا فرياد مى زنند كه هدف اعلاى انسانى بايد چيزى باشد كه بزرگتر از موجوديت طبيعى و فعلى وى بوده باشد تا بتواند موجوديت او را رو به رشد و كمال ببرد كه اگر بخواهد محبت واقعى خود را در بارهء يك محبوب صرف كند ، آن محبوب با عظمتى كه در او وجود دارد بتواند او را به مراحل عاليهء انسان جذب كند و اگر بخواهد دست از مزاياى و خوشىهاى زندگانى بردارد ، در راه حقيقتى اين كار را انجام بدهد كه از وى بالاتر و با عظمتتر باشد . مسلم است كه هيچ يك از مزاياى زندگانى و هيچ محبوبى براى بشر آن عظمت را ندارد كه بتواند موجوديت بزرگ او را از دستش بگيرد و چيزى بر او بدهد كه بوسيلهء آن ، موجوديتى را كه در راه وصول بآن مزايا و محبوب مستهلك ساخته است ، جبران نمايد و مزيت اضافى هم باو ببخشد . اين فقط خدا است كه انسان هر چه را در راه وصول به شعاع رحمت او از دست بدهد ، چيزى از دست نداده بهمهء مزايا توفيق مى يابد . اگر هدف انسان خدا باشد و بس ، در حقيقت هدف او به فعليت رسيدن همهء استعدادهاى مثبت است در همهء ابعاد مادى و معنوى ، زيرا چنين شخصى ميداند كه براى بحركت در آوردن هر يك از استعدادهاى مثبت وى يك عامل الهى دائما آمادهء كار است كه :