ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٦ - علل شايستگى پيامبر اكرم ( ص ) بر درود خداوندى
كه پيامبر اكرم هرگز از روى هوى سخنى نمى گويد : ( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ) [١] .
( پيامبر سخن از روى هوى نمى گويد ، هر چه كه مى گويد ، جز وحيى كه بر او مى شود ، چيز ديگرى نيست ) .
دلايل عقلى و رفتار خود آن حضرت با وضوح كامل اثبات مى كند كه او كارى جز اعلان حق بر مبناى حق انجام نداده است . بر خلاف يك مشت اجامر و اوباش از حق بىخبر كه براى برده كردن انسانها ، سخنان حق مى گفتند و مقصودى جز باطل و اجراى مقاصد شوم خود نداشتهاند . اين از نظر انگيزهء حق گوئى . و اما از نظر علت و دلائلى كه حق بودن ، ادعاى پيامبر را [ كه حق بر مبناى حق مى گويد ] اثبات مى كند ، استناد گفتهها و اعمال پيامبر اكرم ( ص ) [ چنان كه اشاره كرديم ] ، بر وحى و مشيت خداوندى و دلائل عقل سليم و فطرت اصلى انسان است كه در اصول و فروع همهء ابعاد دين اسلام وجود دارد .
٦ - دفع كنندهء جوششها و غليان باطلها - و محو كنندهء هيبت شديد و حملات گمراهىها - چه كسى مى تواند كمترين ترديدى داشته باشد ، در اين كه ، با ظهور اسلام و تلاش فوق توصيفى كه پيامبر در تبليغ علمى و عملى آن انجام داد ، نمودهاى فريبندهء باطلها را كه گريبانگير بشرى بود ، باز نموده و تباهى باطلها را آشكار ساخت . جوشش و غليان اباطيل و خرافات چنان مردم را در خود فرو برده بود كه حتى بشكل قانون و آداب و رسوم مردم را بخود جلب كرده بود . زنده بگور كردن دختران معصوم ، رباخواريها ، مى گساريها ، كينه توزيهاى بىاساس ، مباهات و افتخارات مسخره آميز ، استثمار ، سوداگرى جانهاى آدميان ، همه و همه آن اباطيل و خرافات و گمراهىهائى بودهاند كه در فضاى جوامع آن روزى بصورت قانون و آداب و رسوم مردم را
[١] . النجم آيه ٤ .