تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦١ - تفسير حزب شيطان!
برنامهاى است.
سپس مىافزايد:" آنها گمان مىكنند كه با اين سوگندهاى دروغ مىتوانند سودى براى خود جلب كنند و يا زيانى را دفع نمايند" (وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَيْءٍ).
البته اين يك پندار موهوم و خيال خام بيش نيست، ولى از آنجا كه در دنيا به اين كار عادت كرده بودند كه خطرات و ضررها را با سوگندهاى دروغين از خود دفع نمايند و منافعى براى خود كسب كنند اين ملكات زشت در آنجا نيز جان مىگيرد و خودنمايى مىكند.
و سرانجام آيه را با اين جمله پايان مىدهد:" بدانيد آنها دروغگويانند" (أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ).
اين اعلام ممكن است مربوط به دنيا باشد و يا مربوط به قيامت، و يا هر دو و به اين ترتيب كوس رسوايى آنها را همه جا مىزنند.
به همين دليل" آنها حزب شيطانند" (أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ).
" بدانيد حزب شيطان زيانكارانند" (أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ)" استحوذ" از ماده" حوذ" (بر وزن موز) در اصل به معنى قسمت پشت ران شتر است، و از آنجا كه ساربان به هنگام راندن شترها بر پشت رانهاى آنها مىزند اين واژه به معنى تسلط يافتن و به سرعت راندن آمده است.
آرى منافقان دروغگو و مغرور به مال و مقام سرنوشتى جز اين ندارند كه