تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢ - آسمان را برافراشت و براى هر چيز ميزانى قرار داد
است، و سپس غلاف مىشكافد و خوشه نخل به طرز جالبى بيرون مىريزد، ممكن است به خاطر زيبايى خيره كننده آن باشد، و يا به خاطر منافعى كه در همان غلاف نهفته است و داراى عصاره اسانس مخصوصى است كه هم جنبه غذايى دارد و هم دارويى، و از همه گذشته اين غلاف همچون رحم مادر، فرزندان نخل را تا مدتى در خود پرورش مىدهد، و از آفات حفظ مىكند، و هنگامى كه توانستند راه خود را در برابر هوا و نور آفتاب ادامه دهند غلاف جدا مىشود و كنار مىرود.
از همه گذشته وضع خاص ميوه اين درخت كه نخست در غلاف است و بعد به صورت خوشهاى بيرون مىآيد چيدن آن را سهل و آسان مىسازد، و اگر بنا بود درخت نخل با آن طول قامت ميوههاى پراكنده فى المثل همچون درخت سيب داشت چيدنش بسيار مشكل بود.
" و در زمين دانههايى است همراه با ساقه و برگهايى كه به صورت كاه درمىآيد و همچنين گياهان خوشبو و معطر" (وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ).
دانههاى غذايى خوراك انسان، و برگهاى تر و خشكش خوراك حيواناتى است كه در خدمت انسان، و از شير و گوشت و پوست و پشم آنها بهره مىگيرد، و به اين ترتيب چيزى از آن بىفايده و دور ريختنى نيست.
و از سوى ديگر گياهان خوشبو و گلها را نيز در زمين آفريده كه مشام جسم و جان را معطر مىكند، و روح را آرامش و نشاط مىبخشد، و به اين وسيله نعمتهايش را بر انسان تمام كرده است.
" حب" به هر گونه دانه مىگويند و" عصف" (بر وزن اسب) به معنى