تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - تفسير سرآغاز نعمتهاى الهى
زبانهاى موجود در دنيا به قدرى زياد است كه دقيقا نمىتوان آنها را احصا كرد، و حتى با گذشت زمان لغات و زبانهاى جديدى تدريجا تشكيل مىشود.
بعضى تعداد زبانهاى موجود در دنيا را سه هزار زبان! مىدانند، و بعضى اين عدد را بالاتر از اين ذكر كردهاند [١] ولى به نظر مىرسد كه هدف، شمارش اصول السنه بوده و گرنه اگر زبانهاى محلى را در نظر بگيريم مطلب از اين هم فراتر خواهد بود تا آنجا كه گاه ديده شده دو روستاى مجاور با دو زبان مختلف محلى صحبت مىكنند.
از سوى سوم مساله تنظيم جملهبنديها و استدلالات يا بيان احساسات از طريق عقل و فكر پيش مىآيد كه روح بيان و نطق است، و به همين دليل سخن گفتن مخصوص انسانهاست.
درست است كه بسيارى از حيوانات براى تفهيم نيازهايشان اصوات مختلفى ايجاد مىكنند، ولى تعداد اين اصوات بسيار محدود و گنگ و مبهم است، در حالى كه بيان به صورت گسترده و نامحدود در اختيار انسانها قرار دارد، چرا كه خداوند قدرت فكرى لازم را براى سخن گفتن به آنها بخشيده است.
از اينها كه بگذريم اگر نقش" بيان" را در تكامل و پيشرفت زندگى انسانها، و پيدايش و ترقى تمدنها در نظر بگيريم يقين خواهيم كرد كه اگر اين نعمت بزرگ نبود انسان هرگز نمىتوانست تجربيات و علوم خود را به سادگى از نسلى به نسل ديگر منتقل سازد، و باعث پيشرفت علم و دانش و تمدن و دين و اخلاق گردد، و اگر يك روز اين نعمت بزرگ از انسانها گرفته شود جامعه انسانى به سرعت راه قهقرا را پيش خواهد گرفت، و هر گاه بيان را به معنى وسيع آن كه شامل خط و كتابت و حتى انواع هنرها مىشود تفسير كنيم نقش
[١]" دائرة المعارف" فريد وجدى جلد ٨ صفحه ٣٦٤ ماده" لغت".