ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٣ - بحث روايتى(در ذيل آيات مربوط به جنگ احد)
و در تفسير عياشى[١] در ذيل آيه:(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ ...) از امام صادق ع روايت كرده كه فرمود: خداى تعالى بهتر از هر كس از حال مخلوق خود آگاه است، او قبل از اينكه مخلوق خود را تكون داده و پديد آورد، در همان وقتى كه موجودات در عالم ذر بودند به وضع آنها آگاه بوده و مىدانست كه چه كسى جهاد مىكند، و چه كسى از جهاد سرپيچى مىكند، هم چنان كه او قبل از آنكه خلق خود را بميراند، مىداند آنها را مىميراند ولى در حالى كه آنها زندهاند مرگشان را به ايشان نشان نداده است.
مؤلف قدس سره: اين روايت اشاره دارد به مطلب گذشته ما، كه فرق است بين علم قبل از ايجاد و علم فعلى كه همان ايجاد است، و مراد از آيه شريفه، علم قبل از ايجاد نيست.
و در تفسير قمى[٢] از امام صادق ع در ذيل آيه:(وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ ...) آمده: وقتى خداى تعالى (به وسيله وحى) به مؤمنين خبر داد كه با كشته شدگان آنان در جنگ بدر چه رفتارى كرد و ايشان را در چه منازلى از بهشت جاى داد، مؤمنين مشتاق شهادت شدند و عرضه داشتند: خداوندا جنگ برايمان پيش بياور تا در آن به شهادت برسيم، خداى تعالى جنگ احد را برايشان پيش آورد و جز آن تعدادى كه خدا مىخواست ايستادگى نكردند، اينجا است كه خداى تعالى مىفرمايد:(وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ ...).
مؤلف قدس سره: و اين معنا در الدر المنثور نيز از ابن عباس و مجاهد و قتاده و حسن و سدى نقل شده[٣].
و نيز در تفسير قمى آمده كه رسول خدا ٦ در روز احد كه به آن گرفتارى دچار شد، يكى از لشكريانش به هر كس كه بر مىخورد، مىگفت: رسول خدا ٦ كشته شد به فكر نجات خود باش، و بعد از آنكه به مدينه برگشتند، خداى تعالى اين آيه را نازل كرد:( وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ) ...(انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ) (كه منظورش برگشتن به كفر بود)(وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً)[٤].
و در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابن ابى حاتم از ربيع روايت آورده كه در باره
[١] تفسير عياشى ج ١ ص ١٩٩ ح ١٤٧.
[٢] تفسير قمى ج ١ ص ١١٩.
[٣] تفسير الدر المنثور ج ٢ ص ٨٠.
[٤] تفسير قمى ج ١ ص ١١٩.