ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٩٤ - خودستايى ناشى از عجب است كه از اصول رذائل مىباشد و ستايش و تزكيه مختص به خدا است
مقربان بوده است مىفرمايد:(وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ)[١] و در ستايش سليمان و ايوب مىفرمايد:(نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ)[٢].
و در باره پيامبر اسلام خاتم انبيا محمد مصطفى (صلوات اللَّه عليه و على آله) و دوستيش نسبت به خداى تعالى فرموده:(إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ، وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ)[٣] و نيز فرموده:(وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ)[٤]، و همچنين در باره عدهاى از انبيا در سورههاى انبيا و مريم و انعام و صافات و ص و غير اينها ستايشهاى ديگرى كرده است.
و سخن كوتاه اين كه، تزكيه و ستايش، كار خداى سبحان است، و حقى است مخصوص او، كه غير با او در آن شريك نيست، زيرا ستايشهايى كه از غير او سر مىزند سر تا پايش ظلم است، (زيرا اگر چيزى را ستايش مىكند كه خدا آن را نستوده براى خود در برابر خدا استقلالى قائل شده، از سوى ديگر در ستايش آن چيز يا راه افراط رفته يا تفريط، چون او واقف به اندازه و مقدار آن چيز نيست، تا به اندازهاى كه بايد ستايشش كند) به خلاف خداى تعالى كه هر چه را و هر كه را مىستايد به حق و عدالت و به اندازهاى كه خود گرفته مىستايد نه افراط كند و نه تفريط و به همين جهت در آخر آيه، جمله:(بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ) را با جمله(وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا) تعليل مىفرمايد.
پس از آنچه گذشت اين معنا نيز روشن گرديد كه تزكيه خداى تعالى در آيه شريفه هر چند مطلق آمده و شامل تزكيه عملى و قولى هر دو مىشود، و ليكن به حسب مورد با تزكيه قولى منطبق است.
(وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا) كلمه فتيل صفت مشبهه از ماده (فتل) است، و صفت مشبهه گاهى به معناى اسم فاعل مىآيد، و گاهى به معناى اسم مفعول، و در اينجا به معناى اسم مفعول است، و معناى (ف- ت- ل) پيچيدن و در نتيجه معناى فتيل پيچيده شده است، ولى بعضى گفتهاند: به معناى نخ نازكى است كه در شكاف هسته خرما است، و مىخواهد بفرمايد حتى به آن مقدار هم كسى
[١] سوره آل عمران آيه ٤٥.
[٢] خوب بندهاى است او بسيار به ما رجوع مىكرد سوره ص آيه ٣٠.
[٣] بگو ولى و محبوب من خدا است، كه اين كتاب را نازل كرده، و او دوستدار و عهدهدار امور صالحان است سوره اعراف آيه ١٩٦.
[٤] تو داراى فضائل اخلاقى عظيمى هستى، سوره قلم آيه ٤.