ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٩٦ - چهار اشكال بر حكم جواز تعدد زوجات و پاسخ بدانها
مولود دختر صد و پنج پسر متولد مىشود و با اين حال روز به روز آمار زنان از مردان بيشتر مىشود و از چهل ميليون نفوس فرانسه كه بايد بيش از بيست ميليونش مرد باشد، عدد زنان ١٧٦٥٠٠٠ يك ميليون و هفتصد و شصت و پنج هزار نفر از مردان بيشتر است و علت اين امر اين است كه پسران و مردان مقاومتشان در برابر بيماريها كمتر از دختران و زنان است. و به همين جهت از ولادت تا سن ١٩ سالگى، پسران پنج درصد بيش از دختران مىميرند. آن گاه اين مؤسسه شروع مىكند به گرفتن آمار در ناحيه نقص و اين آمار را از سن ٢٥- ٣٠ سالگى شروع مىكند تا سن ٦٠- ٦٥ سالگى و نتيجه مىگيرد كه در سن ٦٠- ٦٥ سالگى در برابر يك ميليون و پانصد هزار زن بيش از هفتصد و پنجاه هزار نفر مرد باقى نمىماند .
از اين هم كه بگذريم خاصيت توليد نسل و يا به عبارت ديگر دستگاه تناسلى مرد عمرش بيشتر از دستگاه تناسلى زن است، زيرا اغلب زنان در سن پنجاه سالگى يائسه مىشوند و ديگر رحم آنان فرزند پرورش نمىدهد، در حالى كه دستگاه تناسلى مرد سالها بعد از پنجاه سالگى قادر به توليد نسل مىباشد و چه بسا مردان كه قابليت توليدشان تا آخر عمر طبيعى كه صد سالگى است باقى مىماند، در نتيجه عمر مردان از نظر صلاحيت توليد، كه تقريبا هشتاد سال مىشود، دو برابر عمر زنان يعنى چهل سال است.
و اگر ما اين وجه را با وجه قبلى روى هم در نظر بگيريم، اين نتيجه به دست مىآيد كه طبيعت و خلقت به مردان اجازه داده تا از ازدواج با يك زن فراتر رود و بيش از يكى داشته باشد و اين معقول نيست كه طبيعت، نيروى توليد را به مردان بدهد و در عين حال آنان را از توليد منع كند، زيرا سنت جارى در علل و اسباب اين معنا را نمىپذيرد.
علاوه بر اينكه حوادثى كه افراد جامعه را نابود مىسازد، يعنى جنگها و نزاعها و جنايات، مردان را بيشتر تهديد مىكند تا زنان را، به طورى كه نابود شوندگان از مردان قابل مقايسه با نابودشوندگان از زنان نيست، قبلا هم تذكر داديم كه همين معنا قوىترين عامل براى شيوع تعدد زوجات در قبائل است و بنا بر اين زنانى كه به حكم مطلب بالا، شوهر را از دست مىدهند، چارهاى جز اين ندارند كه يا تعدد زوجات را بپذيرند و يا تن به زنا و يا محروميت دهند، چون با مرگ شوهران غريزه جنسى آنان نمىميرد و باطل نمىشود.
و از جمله مطالبى كه اين حقيقت را تاييد مىكند، جريانى است كه چند ماه قبل از نوشتن اين اوراق در آلمان اتفاق افتاد و آن اين بود كه جمعيت زنان بىشوهر نگرانى خود را از نداشتن شوهر طى شكايتى به دولت اظهار نموده و تقاضا كردند كه براى علاج اين درد مساله تعدد زوجات در اسلام را قانونى ساخته، به مردان آلمان اجازه دهد تا هر تعداد كه خواستند زن