ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٤٩ - بحث روايتى(رواياتى در مورد شان نزول آيات ارث، عول و تعصيب )
نمىكند[١].
مؤلف قدس سره: در كتاب صحاح اللغة آمده: كلمه- عالج- به معناى قسمتى از بيابان است كه ريگزار باشد. و اينكه در روايت فرمود: ان السهام لا تعول على ستة معنايش اين است كه سهام از رقم شش تجاوز نكرده، و در هيچ فرضى تغيير نمىكند، و منظور از رقم شش همان سهامى است كه در قرآن آمده، يعنى: نصف (٢/ ١) و ثلث (٣/ ١) و ثلثان (٣/ ٢) و ربع (٤/ ١) و سدس (٦/ ١) و ثمن (٨/ ١).
و در همان كتاب از امام صادق (ع) روايت آورده كه فرمود: امير المؤمنين (ع) فرمود: حمد خدايى را كه آنچه مؤخر است مقدم نداشت، و آنچه مقدم بود مؤخر نداشت آن گاه على (ع) يك دست خود را به دست ديگرش زد، و سپس فرمود: هان اى امتى كه بعد از رحلت پيامبرش دچار حيرت شده، اگر مقدم مىداشتيد كسى را كه خدا مقدمش داشت، و مؤخر مىداشتيد كسى را كه خداى تعالى مؤخرش داشته، و اگر ولايت و وراثت را در جايى قرار مىداديد كه خداى تعالى قرارش داده بود هرگز نه بنده خدايى فقير مىشد، و نه سهم الارثى كه خدا معين كرده بود كم مىآمد، و نه حتى دو نفر در حكم خدا اختلاف مىكردند، و نه امت در هيچ امرى از امور تنازع مىنمودند، چون علم همه اينها از كتاب خدا نزد على (ع) موجود بود، و چون على را واگذاشتيد حال و مال امر خود را و كوتاهىهايى كه كرديد بچشيد، كه خداى تعالى به بندگانش ظلم نمىكند[٢](وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ)[٣].
مؤلف قدس سره: گو اينكه در سابق گفتيم چگونه سهام ورثه كمبود پيدا مىكند، و ليكن براى توضيح بيشتر مىگوئيم فرائض- سهام معين شده- در قرآن مجيد شش سهم است، نصف (٢/ ١) و ثلثان (٣/ ٢)، و ثلث (٣/ ١) و سدس (٦/ ١) و ربع (٤/ ١) و ثمن (٨/ ١) و اين سهام گاهى با هم جمع مىشوند بطورى كه با هم مزاحمت مىكنند، مثلا گاه مىشود كه ميت از طبقه اول هم وارث نصف برنده دارد، و هم دو نفر سدس برنده و هم يك نفر ربع برنده، مثل اينكه دخترى از خود به جاى گذاشته، و پدرى و مادرى و شوهرى، و در نتيجه اين سهام مزاحم يكديگر مىشوند براى اينكه ارث چه كم باشد و چه زياد عدد صحيحى است كه بايد به نسبتهاى بالا
[١] فروع كافى، ج ٧ ص ٧٩- ٨٠ حديث ٢.
[٢] فروع كافى، ج ٧ ص ٧٨ حديث ١.
[٣] بزودى آنها كه ستمگرند خواهند، فهميد كه در انقلاب جهانى معاد چه سر منزلى دارند.
سوره شعراء آيه ٢٢٧.