ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦١ - ادعاى چند طايفه مبنى بر اينكه اسلام دين شمشير و زور است و پاسخ بدانها
داد طريقه دوم را به كار مىگيرد، يعنى قطع رابطه، آن هم به دو روش ١- يا بطور مسالمتآميز ٢- و يا به نحو قهر و همكارى نكردن با دشمن، و دشمن را به رفتار خود واگذار نمودن، اگر از اين راه به زانو در آمد و حاضر شد دست از ظلم و خيره سرى خود بردارد كه هيچ و اگر حاضر نشد، نوبت به طريق سوم مىرسد كه عبارت است از قيام مسلحانه، چرا كه خداوند به هيچ وجه به ظلم ظالم رضايت نمىدهد، و كسانى كه در برابر ظلم او ساكت مىنشينند شريك ظلم او هستند.
آرى اسلام عقيده است و اين اشتباه بزرگ و غلط آشكار است كه بعضى مرتكب شده و گفتهاند: اسلام دعوت خود را با شمشير گسترش داده !!، زيرا عقيده و ايمان چيزى نيست كه با زور و شمشير در دلها جايگير شود، دلها تنها در برابر حجت و برهان خاضع مىشوند و قرآن كريم در آيات بسيارى به اين حقيقت اشاره مىكند، از آن جمله مىفرمايد:(لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ)[١] (همانا راه هدايت از ضلالت و گمراهى بر همگان روشن و واضح گرديد).
آرى اگر اسلام دست به شمشير زده است، تنها در برابر كسانى بوده است كه در خوددارى از ظلم و فسادشان به آيات و براهين قانع نشدهاند و پيوسته خواستهاند سنگ در سر راه دعوت به حق بيندازند، اسلام در اينگونه موارد شمشير نمىكشيد كه آنان را به سوى دين بخواند بلكه مىخواست شر آنان را دفع كند.
اين قرآن كريم است كه با بانگ رسا اعلام مىدارد:(قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ)، (با كفار قتال كنيد تا از فتنه آنان جلوگيرى كرده باشيد)، پس قتال با كفار براى دفع فتنه آنان بود، نه به خاطر آنكه آنان به دين خدا معتقد شوند.
بنا بر اين اگر اسلام را به حال خود گذاشته بودند، هرگز فرمان جنگى را صادر نمىكرد، و اين همه جنگهايى كه در اسلام واقع شد همهاش تحميل به اسلام بود و او را به اين وا داشتند. و به همين جهت است كه اسلام حتى در حال جنگ نيز شريفترين روش را طى كرد، از تخريب خانهها شديدا جلوگيرى نمود، همانطور كه در حال صلح جلوگيرى كرده بود و همچنين از اعمال ناشايستى چون آتشسوزى راه انداختن و زهر در آب دشمن ريختن و آب را به روى دشمن بستن و زنان و اطفال و اسيران جنگى را كشتن و ... جلوگيرى نموده و دستور اكيد صادر فرمود كه مسلمانان با اسراى جنگى به نرمى و ملاطفت رفتار كنند و به ايشان
[١] سوره بقره آيه ٢٥٥