ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٩١ - توضيح اينكه خداوند شرك را نمىآمرزد و گناهان پائينتر از شرك را مىآمرزد
بنا بر اين معناى آيه چنين مىشود كه خداى تعالى شرك را از هيچ كافر و مشركى نمىآمرزد، و ساير گناهانى كه پايينتر از شرك است، به وسيله شفاعت شفيعان از بندگانش و يا به وسيله عمل صالح مىآمرزد، و خود او در اين آمرزش مقهور و محكوم به اين نيست كه هر گناهى از انواع گناهان معمول را از هر گناه كارى بيامرزد، بلكه هر جا حكمتش اقتضا كرد مىآمرزد، و هر جا نكرد نمىآمرزد.
(أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ).
راغب مىگويد كلمه (زكات و يا بگو ماده- ز- ك- ت) در اصل به معناى نموى است كه از ناحيه بركت خداى تعالى حاصل مىشود،- تا آنجا كه مىگويد- و تزكيه انسان، نفس خود را دو قسم است، يكى به عمل است، كه بسيار پسنديده و مورد تاكيد است، و در آيه شريفه:(قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى)[١] همين قسم منظور است، و يكى ديگر تزكيه زبان است، نظير اين كه دو شاهد عادل، شخصى را كه عدالتش براى حاكم شرع ثابت نشده تعديل كنند، و او را به عدالت بستايند، و اين قسم از تزكيه در باره خويشتن و اين كه كسى خود را بستايد مذموم است، و خداى تعالى از آن نهى كرده مىفرمايد:(فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ)، و نهى خداى تعالى از اين قسم تزكيه، خود نوعى تاديب بندگان است، چون مدح كردن انسان از خود، هم از نظر عقل و هم از نظر شرع قبيح است، و به همين جهت وقتى از حكيمى پرسيدند آن چه عملى است كه با اين كه حق است زشت است؟ گفت: اين كه كسى خود را به كمالى كه دارد ستايش كند، اين گفتار راغب[٢] بود.
(ليكن همين عمل در بعضى از موارد نظير مورد دفاع و موردى كه لازم است نعمت الهى اظهار شود زشت نيست) مترجم .
و چون آيه شريفه در ضمن آيات مربوط به كفار واقع شده، كه متعرض حال اهل كتاب است، اين ظهور را دارد كه گويا اين خودستايان همان اهل كتاب و يا بعضى از آنان بودهاند، و اگر آنان را به صفت (اهل كتاب) توصيف نكرد، و نفرمود: (اهل كتاب خودستا هستند)، براى اين بود كه معناى كلمه اهل كتاب دانايان به خدا و آيات خدا است، و معلوم است كسى كه به چنين مقامى رسيده باشد آلوده به امثال اين رذايل نمىشود، اگر ديديم كه علماى يهود و نصارا چنين شدند در حقيقت به خدا و به كتاب خدا و به علم خود، پشت كردند.
[١] به يقين رستگار شد آن كس كه خود را تزكيه كرد.
[٢] مفردات راغب ص ٢١٤.