ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١٦ - نقد و بررسى وجوهى كه در تعريف گناه كبيره و صغيره گفته شده است
در تفسير اين آيه زدهاند پى ببريد اينك از آن سخنان چند وجه زير را مىآوريم.
[نقد و بررسى وجوهى كه در تعريف گناه كبيره و صغيره گفته شده است]
١- بعضى از مفسرين گفتهاند گناه كبيره هر گناهى است كه خداى تعالى مرتكب آن را به عقاب آخرت تهديد كرده، و در دنيا نيز حدى براى آن معين كرده باشد.
اين تعريف درست نيست، به شهادت اين كه گفتيم اصرار در گناه صغيره از بزرگترين گناهان كبيره است، زيرا رسول خدا ٦ در روايتى كه شيعه و سنى آن را نقل كردهاند فرموده: لا كبيرة مع الاستغفار، و لا صغيرة مع الاصرار [١] هيچ گناهى با استغفار كبيره نيست، و هيچ صغيرهاى با تكرار صغيره نيست، پس به حكم اين روايت صغيرهاى كه در آن اصرار ورزيده شود گناه كبيره است، با اين كه (نه در قرآن تهديدى به عذاب آخرت در باره آن شده)، و نه در دنيا حدى برايش معين گشته، و همچنين ولايت و سلطنت كفار و خوردن ربا، كه هر دو از بزرگترين گناهان كبيره است، و در قرآن شديدا از آنها نهى شده، ولى در قرآن حدى برايش معين نشده.
٢- بعضى ديگر گفتهاند گناه كبيره، عبارت است از هر گناهى كه خداى تعالى در قرآن عزيزش وعده آتش به مرتكب آن داده باشد، و اى بسا بعضى ديگر بر اين معنا وعده وارد در سنت ، را نيز اضافه كرده باشند، اين نيز صحيح نيست، براى اينكه طرف عكسش كليت ندارد، يعنى چنان نيست كه هر گناه كه در قرآن و سنت وعده آتش به مرتكبش نيامده باشد گناه صغيره باشد.
٣- بعضى ديگر گفتهاند: كبيره، هر گناهى است كه از بى اعتنايى صاحبش به أمر دين ناشى شده باشد، اين نظريه امام الحرمين است و فخر رازى نيز آن را پسنديده، ولى اين نيز بى اشكال نيست براى اين كه تعريفى كه اين دو نفر براى كبيره كردهاند تعريف گناه كبيره نيست بلكه تعريف و عنوان يكى از گناهان كبيره است، و آن عبارت است از طغيان و اعتداء، و بسيارى از گناهان كبيره هست، كه به اين عنوان ارتكاب نمىشود، و با اينهمه گناه، كبيره است، مانند خوردن مال يتيم، و زناى با محرم، و قتل نفس (آن هم قتل مؤمن به ناحق).
٤- بعضى ديگر گفتهاند: كبيره عبارت است از هر گناهى كه مستقلا و به عنوان اين كه خودش گناه است حرام شده باشد، (نه به خاطر عوارضش).
اين قول تقريبا مقابل قول سوم است، ولى به هر حال درست نيست، زيرا طغيان و بى اعتنايى به دستورات الهى و گناهانى نظير اينها از بزرگترين كبايرند، در حالى كه عناوينى
[١] من لا يحضره الفقيه ج ٤ ص ١١ ذيل حديث ١، و الدر المنثور ج ٢ ص ١٤٦.