ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٥ - مرعوب گشتن دشمنان رسول الله
بيان آيات
اين آيات تتمه آياتى است كه در باره جنگ احد نازل شده، و در آن مؤمنين تشويق و ترغيب شدهاند به اينكه جز پروردگار خود، كسى را اطاعت نكنند، چون مولايشان و ناصرشان او است و خود مؤمنين را شاهد مىگيرد بر اينكه هر چه وعده داده به وعدهاش وفا كرده، و تذكر مىدهد كه فرارى شدن مؤمنين و يارى رسول نكردنشان در جنگ احد تنها از ناحيه خودشان بود، اين خودشان بودند كه از دستور رسول خدا ٦ نسبت به نگهبانى از آن دره سرباز زدند، و تازه خداى تعالى از جرمشان گذشت، چون او غفور و حليم است.
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا) ...(وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ) بعيد نيست كه از سياق آيات استفاده شود كه گويا كفار بعد از داستان جنگ احد و در روزهايى كه اين آيات نازل مىشده يكى يكى مؤمنين را مىديدند، و اين مطلب را به عنوان خيرخواهى به آنان القا مىكردند كه مثلا جنگ با كفار قريش در احد اشتباه بوده، و از اين به بعد بطور كلى اين كار صلاح نيست، و كوتاه سخن اينكه مؤمنين چيزهايى مىگفتند كه در آينده حاضر به قتال نشوند، و نيز مطالبى در ميان مىآوردهاند كه باعث نزاع و تفرقه و تشتت كلمه و اختلاف بين آنان شود. و چه بسا كه جمله آخر اين آيات كه مىفرمايد:( الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ) ...(ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) اين استفاده را تاييد كند.
ليكن چه بسا گفتهاند: آيه شريفه به سخن يهود و منافقين اشاره دارد كه در روز جنگ احد گفته بودند: محمد ٦ كشته شد، به سوى عشاير و قوم و قبيله خود برگرديد، ليكن اين سخن قابل اعتنا نيست.
خداى تعالى بعد از آنكه در آيه اول بيان كرد كه اطاعت مسلمانان از كفار و ميل به دوستى آنان، ايشان را به خسران (كه همان برگشتن به كفر قبلى و عقب گرد باشد) مىكشاند. در آيه دوم با آوردن كلمه بل از ولايت داشتن كفار اعراض نموده، فرمود: بلكه اللَّه مولاى شما است، و او از بهترين يارى دهندگان است.
[مرعوب گشتن دشمنان رسول اللَّه ٦ از خصائص آن نبى گرامى است]
(سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ...) اين آيه وعدهاى است به مؤمنين و، مايه دل خوشى آن است، به اينكه خداى تعالى